کلثوم دختر ابوبکر میگفت:
«از الله متعال خواستم همسری نصیبم کند که محبت را بر من فرو بریزد و بندهای باشد که خدا را عبادت کند.»
و خداوند او را به ازدواج طلحه بن عبیدالله درآورد؛ کسی که از ده نفر بشارتدادهشده به بهشت بود.
از او نقل شده است که میگفت:
«هرگاه مرا میدید چهرهاش میدرخشید، و وقتی صدایم را میشنید لبخند میزد. اگر گریه میکردم، او نیز میگریست. و هیچ نمازی را ترک نمیکرد مگر آنکه در آن پیش از دعا برای خودش، برای من دعا میکرد. وقتی بیمار میشدم، درد را چنان احساس میکرد که گویی بیماری در بدن اوست. آرامش نداشت تا مرا کنار خود بنشاند. وقتی غذا میخوردم، لقمه را پیش از من به دهانم میرساند و با دست خودش به من میخوراند. من مایهٔ افتخار و عزتش بودم؛ چه در نهان و چه در آشکار.»
⛲→ @faaghat
┄┅❥❥❥🌼🔮🌼❥❥❥┅┄

September 4, 2026 26