کدام رژیم غذایی؟! پاسخی تکاملی از منظر تکاملی رژیم کم‌چربی بهتر است… — تکامل و فلسفه | هادی صمدی — TG.ME

 کدام رژیم غذایی؟!
پاسخی تکاملی


از منظر تکاملی رژیم کم‌چربی بهتر است یا کم‌کربوهیدرات؟ به‌خلاف گفته‌ای پرتواتر، بدن انسان امروزی، در بسیاری از جنبه‌ها کم‌وبیش همان بدنی نیست که اجداد شکارگرـگردآورنده ما داشتند. در این تصویر نادقیق، اگر محیط مدرن با زیست‌شناسی ما ناسازگار شده باشد، کافی است به «گذشته‌ی تکاملی» برگردیم تا بدانیم چه چیزی برای بدنمان بهتر است. این تصویر در برخی توصیه‌ها درست است و در برخی نادرست.
 
پژوهشی که اخیرا منتشر شده نشان می‌دهد حتی یک رژیم غذایی واحد می‌تواند در بدن انسان‌های مختلف نتایج متفاوتی ایجاد کند. افرادی که از نظر ژنتیکی مستعد کلسترول بالای LDL هستند، در صورت پیروی از رژیم کم‌کربوهیدرات و مصرف همزمان چربی‌های اشباع‌شده، با افزایش چشمگیر کلسترول مواجه می‌شوند. این یافته می‌تواند توضیح دهد چرا دو نفر با رژیم‌های به ظاهر مشابه، نتایج کاملاً متفاوتی می‌گیرند. پژوهش‌گران با استفاده از «نمره پلی‌ژنیک» که ترکیبی از هزاران تغییر ژنتیکی است، استعداد کلی هر فرد را برای کلسترول بالا یا پایین تخمین زدند و دریافتند که حساسیت به چربی‌های اشباع‌شده، عامل اصلی این تفاوت در رژیم کم‌کربوهیدرات است، در حالی که این رابطه در رژیم کم‌چرب دیده نشد.

پیام عملی این پژوهش ساده است: به جای تکیه بر یک قانون کلی برای همه، هر فرد باید واکنش بدن خود را به رژیم‌های غذایی مختلف، به‌ویژه از طریق پایش کلسترول، بسنجد. همچنین به افرادی که رژیم کم‌کربوهیدرات دارند توصیه می‌شود به جای چربی‌های اشباع‌شده مانند کره و گوشت‌های پرچرب، از منابع چربی سالم‌تر مانند مغزها و روغن زیتون استفاده کنند تا از افزایش نامطلوب کلسترول جلوگیری شود. با این حال، محققان تأکید می‌کنند که این یافته‌ها هنوز مقدماتی هستند و نیاز به تأیید در جمعیت‌های متنوع‌تر دارند.

بنابراین نتیجه‌ی مهم پژوهش این نیست که «رژیم کم‌کربوهیدرات خوب است» یا «بد است». نتیجه مهم‌تر این است که بدن‌های انسانی در برابر یک محیط غذایی واحد، پاسخ یکسانی ندارند.

رژیم غذایی از منظر هم تکاملی ژن-فرهنگ
اگر این یافته را از منظر همتکاملی ژن-فرهنگ بخوانیم، معنای آن عمیق‌تر می‌شود. انسان صرفاً موجودی نیست که خود را با محیطی از پیش موجود سازگار می‌کند؛ ما محیط خود را نیز می‌سازیم.

کشاورزی از بزرگ‌ترین نمونه‌های این آشیان‌سازی بود. هنگامی که انسان حدود ده هزار سال پیش به کشت گیاهان و اهلی‌کردن حیوانات روی آورد، صرفاً منبع غذا را عوض نکرد، بلکه فشارهای انتخابی جدیدی برای بدن خود ایجاد کرد. پژوهش‌های هم‌تکاملی نشان داده‌اند که کشاورزی و دامداری با تغییرات ژنتیکی مرتبط با هضم نشاسته، شیر و دیگر اجزای رژیم غذایی همراه شده‌اند.
نمونه‌ی مشهور، تحمل لاکتوز در بزرگسالی است. در بیشتر پستانداران، تولید آنزیم لاکتاز پس از دوران شیرخوارگی کاهش می‌یابد. اما در برخی جمعیت‌های انسانی که دامداری و مصرف شیر به بخش مهمی از فرهنگ تبدیل شد، گونه‌هایی ژنتیکی گسترش یافتند که تولید لاکتاز را تا بزرگسالی حفظ می‌کنند. این سازگاری حتی در مناطق مختلف از مسیرهای ژنتیکی متفاوتی شکل گرفته است؛ یعنی یک فرهنگ مشابه می‌تواند در جمعیت‌های مختلف به راه‌حل‌های ژنتیکی متفاوت منجر شود. نمونه‌ی جدیدتر، مردمان آند است. پژوهشی در سال ۲۰۲۶ نشان داد جمعیت‌های بومی آند، به‌ویژه تبارهای کچوا در پرو، به‌طور میانگین حدود ۱۰ نسخه از ژن AMY1 دارند؛ ژنی که در تولید آمیلاز بزاقی و تجزیه‌ی نشاسته نقش دارد. این تعداد از بسیاری از جمعیت‌های دیگر بیشتر است و با تاریخی هم‌زمان شده که در آن سیب‌زمینی، پس از اهلی‌شدن، به منبع اصلی انرژی در ارتفاعات آند تبدیل شد. در اینجا فرهنگ غذایی، محیطی ساخت که در آن تفاوت ژنتیکی مرتبط با هضم نشاسته می‌توانست اهمیت پیدا کند.

این نکته ما را به خطای مهمی در برخی روایت‌های ساده «ناهماهنگی تکاملی» می‌رساند. این روایت، که همیشه درست نیست، می‌گوید بدن ما برای زندگی شکارگرـگردآورنده ساخته شده و چون امروز در محیطی متفاوت زندگی می‌کنیم، بیماری‌ها و مشکلات جدید عمدتاً محصول ناهماهنگی میان بدن قدیمی و محیط جدیدند. البته چنین توضیحی عمومأ بسیار سودمند است، اما اگر به نسخه‌ای کلی برای همه انسان‌ها و همه‌ی خصیصه‌ها تبدیل شود، گمراه‌کننده است. بدن انسان در ده هزار سال گذشته صرفاً قربانی تغییرات فرهنگی نبوده؛ فرهنگ یکی از نیروهای شکل‌دهنده تکامل زیستی بوده است.

از این منظر، حتی مفهوم «بدن طبیعی انسان» نیز باید با احتیاط به کار رود. بدن فردی از جامعه‌ای دامدار که سابقه‌ی طولانی مصرف لبنیات دارد، الزاماً همان پاسخ متابولیکی را به غذا نشان نمی‌دهد که فردی از جامعه‌ای با تاریخ غذایی کاملاً متفاوت. جمعیتی که نسل‌ها با رژیم‌های غنی از نشاسته زندگی کرده است نیز ممکن است تاریخ ژنتیکی متفاوتی داشته باشد.

هادی صمدی
@evophilosophy
ScienceDaily
Your genes may decide whether a low-carb diet sends cholesterol soaring
A low-carb diet may raise LDL cholesterol much more sharply in people who are genetically predisposed to high cholesterol, particularly when they consume lots of saturated fat. The findings could help explain why people following seemingly similar diets can…
August 26, 2026 2.5K 88