ریچارد داوکینز : رگِ وابَران لوله ای است که اسپرم را از بیضه به آلت میرساند. مستقیم ترین مسیرِ آن مسیرِ موهومی است که، در سمتِ چپِ شکل بالا رسم شده است. اما مسیرِ واقعیِ رگِ وابران، در سمتِ راستِ شکل نشان داده شده است. این رگ، به طرزِ مضحکی، نخست، از مسیری انحرافی، از دورِ میزنای لوله ای که ادرار را از کلیه به مثانه میرساند میگذرد. اگر چنین چیزی حاصلِ طراحی بود، هر آدمِ جدی ای قبول می کرد که طراحش اشتباهِ فاحشی مرتکب شده است. اما، درست همان گونه که در عصبِ حنجرهایِ منحرف نیز مشاهده کردیم، وقتی که سرگذشتِ فرگشتی را در نظر بگیریم، همه چیز روشن می شود.جایگاهِ اولیه احتمالیِ بیضه ها با خط چین مشخص شده است. وقتی که، طیِ فرگشتِ پستان داران، بیضه ها پایین آمدند و به جایگاهِ کنونی شان در کیسه بیضه منتقل شدند ، دلیلِ آن مشخص نیست، اما معمولاً تصور می شود که به دلیلِ دما بوده باشد، رگِ وابرانِ بی چاره در موقعیتِ اشتباهی، بالای ِ میزنای، گیر کرد. فرآیندِ فرگشت، به جایِ این که، مانندِ هر مهندسِ معقول و منطقی، مسیرِ لوله را عوض کند، به طویل کردنِ آن ادامه داد. در اینجا نیز، هزینه نهاییِ هر افزایشِ جزئی در طولِ مسیرِ انحرافی باید کمتر میبوده است. این مورد نیز نمونه ای است که به زیبایی نشان میدهد که یک اشتباهِ اولیه، به جایِ این که با رجوع به تخته رسم اصلاح شود، پس از رخداد جبران شده است. چنین نمونه هایی بی گمان موقعیتِ کسانی که سنگِ طراحیِ هوشمند را به سینه می زنند زیرِ سؤال میبرد.