𝗘𝗏𝗂𝗆𝗂𝗓𓍯𝖭𝖺𝗆𝖾: #𝖠𝗆𝖺𝗋𝖺𝗇𝗍𝗁 𝖯𝖺𝗋𝗍: شانزدهم صدای اسلحه از بیرون و انگار واسه پلیس بود . نگاهم رو بین ادمای توی رستوران چرخوندم که صدایی از بیروت با بلندگو گفت: ـــ هاکان وولکوو! رستوران محاصره شده! اسلحهات رو بنداز زمین و دستات رو بزار پشت سرت! هاکان نگاهش رو از من برداشت…ریاکتای خوشگل یادتون نره🩶t.me/Evimizz1/5258Translate8September 7, 2026 115