نگران با من استاده سحر صبح میخواهد از من کز مبارک دم او آورم این قوم به جان باخته را بلکه خبر در جگر لیکن خاری از ره این سفرم میشکند. نازک آرای تن ساق گلی که به جانش کِشتم و به جان دادمش آب ای دریغا! به برم میشکند. |نیما یوشیج| #VersesFromElysium @Eurydiicee
August 20, 2026 42