شعله های آتش به تمام بدنش سرایت کرده بود و صدای جیغش تا آسمان هفتم رفته بود؛ وقتی برای نجاتش رفتن، فریاد نحیفی میزد: نمیخواهم، ولم کنید حالا بجای دختری که دلداده تیم آبی بود، ردی سیاه بر پیاده روی خیابان معلم تهران مانده بود
آن دختر پسرپوش قبیله بختیاری ها و ساکن قم، وقتی برای بازی استقلال و العین امارات به ورزشگاه رفته بود پیش از تفتیش بدنی گفت: من زنم، به من دست نزن! به زندان قرچک ورامین منتقل شد و با وثیقه 50 میلیونی آزاد شد
وقتی برای گرفتن گوشیش به دادگاه میرفت، متوجه شد که به شش ماه حبس محکموم شده؛ همان جا در خیابان نزدیک دادگاهش دست به خود سوزی زد؛ حالا سحر نبود که ببیند چهره هایی چون امیر قلعه نویی، پژمان منتظری، وریا غفوری، فرهاد مجیدی و... در سوگ اون چه متن های جان گدازی پست کردند
چند روز بعد بازیکنان استقلال در اولین بازی خود بعد از مرگ سحر پیراهنی با عکس سحر را بر تن کردند و فیفا برای رفع تبعیض جنسیتی به فدراسیون فوتبال مهلت تعیین کرد؛ و تماشاگرانی که در استادیوم فریاد میزنند: دختر آبی، جای تو خالی
رد پایش حتی هنوز بر پیاده روی خیابان به جای مانده! به قول نصرت رحمانی کسبه خیابان معلم: در سینه ام جای آن حریق هست هنوز!