به موضوع پدر باز میگردم. ایشان به فضل و علم و اجتهاد معروف، و نزد… — مجله طب و تمدن اسلامی — TG.ME

مجله طب و تمدن اسلامی❁﷽❁ 🕌 امام جماعت مسجد بازار 👤 پدرم، آقا سید جواد خامنه‌ای از یک خانواده‌ی علمایی معروف تبریزی بود. ایشان سال ۱۳۱۳ هـ. ق در نجف به دنیا آمد. پدر ایشان آقا سید حسین خامنه‌ای، امام مسجد جامع تبریز بوده است. 📜 مایلم اندکی درباره‌ی این پدربزرگ - آقا سید حسین…
❁﷽❁

👤 به موضوع پدر باز میگردم.
ایشان به فضل و علم و اجتهاد معروف، و نزد علمای بزرگی مانند میرزای نائینی و سید ابوالحسن اصفهانی درس خوانده بود. عفیف و باحیا بود و نسبت به مال و منال، از مناعت طبع برخوردار بود.

🕌 در میانه ی بازار مشهد که محل کسبه و تجار و سرمایه داران است، امامت مسجدی را داشت؛ اما چشمی به مال مردم نداشت و چنین چیزهایی را نمی پسندید؛ یعنی در اوج بلند طبعی می زیست.

گوشه گیری را دوست داشت ولی من این خصلت ایشان را خوش نمی داشتم؛ لذا عکس آن را فرا گرفتم.

🤲 ایشان وقتی وارد مسجد می شد، سر را به زیر می انداخت ، نگاه خود را به زمین می دوخت و بی آنکه با احدی از نمازگزاران حرفی بزند، مستقیماً به سوی محراب می رفت. در آنجا عینک خود را برمی داشت؛ بنابر سنّت، دنباله ی عمامه را به زیر چانه می انداخت و نماز جماعت را امامت می کرد؛ آنگاه به همانگونه که وارد شده بود، بیرون میرفت.

🤍 در مجالس خاموش می نشست؛ مگر اینکه از او چیزی بپرسند. جز با علمایی که از دوستان خاصش بودند، سخن نمی گفت. به هیچ گفت و گویی هم جز بحث علمی وارد نمی شد. نتیجه ی این گوشه گیری تنگدستی شدید بود.

📚 گاهی به سبب تنگدستی ناگزیر می شد کتابهایش را - که بسیار مورد عشق و علاقه اش بودند - بفروشد. وقتی می دید ما کتابهایش را تورق می کنیم ناراحت می شد.

📖 اگر یکی از کتابهای کتابخانه اش را دست ما می دید، با لحنی مهرورزانه نسبت به کتاب و حریص بر حفظ آن، می گفت:
این چیست؟ لطفاً بگذار سر جایش.

💔 اما با این همه ناچار میشد برخی کتابهای خود را بفروشد تا بتواند برای رفع نیازهای اولیه ی ما چیزی فراهم کند.

📚 به سراغ قفسه های کتابخانه میرفت، کتابی را برای فروش بر می داشت اما فروش آن کتاب برایش ناگوار می آمد و لذا آن را به جای خود می گذاشت؛ دومی را برمی داشت، سومی را برمی داشت. ... تا اینکه ناچار برخی را انتخاب می کرد و بر می داشت.

🚶‍♂️ به یکی از ما می گفت این کتابها را به نزد شیخ هادی ببر و به او بفروش.

📚 شیخ هادی معروف بود به اینکه هر کتابی را بر او عرضه کنند، می خرد و در دکان خود می گذارد، بعد هم جز به قیمت هنگفت نمی فروشد.

💬 می گفت: من به گران فروشی معروفم! لذا تنها کسی از من کتاب می خرد که ناچار به خرید آن باشد، و کسی که ناچار باشد به هر قیمت گرانی هم که شده، می خرد!
شیخ هادی این طور خرید و فروش می کرد.

✍🏻 ادامه دارد...

📗 کتاب «خون دلی که لعل شد»
ـ
#رهبر_شهید
#کتابخوانی

📚مجله طب و تمدن اسلامی
🆔 @eslamteb
❤4🙈1
August 6, 2026 702 2