(ص5)
براساس آخرین نظر سنجیها این تجاوز از کمیت بخش برانداز و مخالف نظام نکاسته اما موجب همدلی بیشتر پنجاه درصد بخش میانه جامعه با نظام شده است. نظر سنجیهای مذکور همچنین نشان میدهند اکثریت جامعه ایران به رغم مخالفت با تجاوز،خواهان مذاکره با آمریکا و حل و فصل مشکلات با این کشور هستند، در نیتجه به نظر میرسد ایران در شرایط پساجنگ از موقعیت و پشتوانه اجتماعی قویتری برای مذاکره با آمریکا برخوردار است.
همبستگی ملی پدید آمده را دو خطر تهدید میکند
۱- این همدلی البته همچون دوران جنگ دوازده روزه ناپایدار است و در صورتی که با اصلاح رویکردها تثبیت نشود، و لجاجتها و بی اعتناییهای گذشته ادامه یابد خیلی سریع فروکش خواهد کرد. به ویژه آن که زخم فجایع دیماه گذشته هنوز تازه است. موج اعدامها،تبلیغات به شدت زیانبار صدا و سیما تحت نفوذ فرقه آخر الزمانی، ادامه قطع اینترنت و... همگی حامل این پیام برای جامعه است که مقصود از همبستگی ملی در سطح تبلیغات رسمی همبستگی غیر مشروط با حاکمیت و سیاستهای آن است و نه همکاری و هم افزایی برای اداره و حل مشکلات کشور.
۲: خطر دوم استحصال بی رویه و خشن از ظرفیت حس ملی گرایی است. متأسفانه در گذشته این خطا در حوزه حس دینی و باورهای ایمانی مردم تجربه شده است. استفاده و بلکه سوء استفاده از ایمانیات جامعه برای حل مشکلات ناشی از ناکارآمدیها و سیاستهای خطا، نهایتاً به تضعیف باورهای دینی جامعه انجامید. امروز نیزاگر از حس میهن دوستی جامعه به همان رویه گذشته سوء استفاده شود، همان نتیجه در انتظار احساسات وطن دوستانه مردم خواهد بود.
با توجه به آن چه گفته شد اکنون به بخش سوم صحبتم یعنی پیش بینی روند تحولات کشور در جمهوری سوم میپردازم
پیش بینی روند تحولات کشور
تجربه دورههای گذشته وفرصتهایی که از دست رفته است وشناخت نسبی از ماهیت فکری و ویژگیهای رفتاری کانونهای قدرت در حاکمیت موجب میشود، نسبت به روند تحولات کشور چندان خوشبین نباشیم. تحولات میدانی اخیر که تفاهمنامه با آمریکا را تقریباً بلاموضوع کرده و دو طرف را به شرایط پیش از تفاهمنامه برگردانده مؤید این نظر است.
براساس آن چه گذشت روند مثبت تحولات آینده درگرو اصلاحات اساسی در شیوه حکمرانی در داخل و نیز در سطح تعاملات خارجی است.
متأسفانه علایم ونشانههایی دال بر تحول چنین رویکردی در سطح حاکمیت مشاهده نمیشود.
احتمال بیشتر آن است که مذاکرات به توافقی نسبی و محدود بینجامد. در این صورت به ویژه با توجه به لطمات عظیمی که به زیرساختها و بخش تولید و صنعت کشور وارد شده است، ایرانطی ماههای آینده با بحرانهای عظیم در حوزه تأمین انرژی برق و گاز و و بنزین و تولید و در نتیجه بیکاری و تورم و گرانی مواجه خواهد شد. تضاد و بلکه تناقض میان این بحرانها با تبلیغات شبانه روزی که بر طبل پیروزی میکوبد و ادعای ابرقدرتی میکند، برای جامعه حل شدنی نخواهد بود. در صورتی که این پیش بینی درست باشد، طبعاً در آینده با چرخه زیانبار اعتراض وسرکوب و در نتیجه بستهتر شدن فضای سیاسی کشور مواجه خواهیم بود. با ادامه این روند وقوع جنگی دیگر چندان دور از ذهن نیست. در عین حال هیچ امری بیش از این ما را خوشحال نمیکند که این پیش بینی غلط باشد و در جمهوری سوم برای اولین بار شاهد آن باشیم که نظام با مهارت و موقعیت شناسی از فرصتهای موجود به نفع کشور و مردم استفاده کند.
گرچه چنان که عرض کردم این گفتار صرفاً توصیفی است، اما نظر به حساسیت شرایط و روند سریع تحولات بحث خود را با ذکر چند ایده تجویزی به پایان میبرم:
۱-ارزیابی منفی نسبت به آینده مذاکرات نمیتواند توجیهی برای بی عملی باشد. اصلاح طلبان و همه نیروهای ملی نمیتوانندنسبت به مسؤلیت تاریخی و ملی خود در قبال مذاکرات جاری و آثار و نتایج تعیین کننده آن بر سرنوشت کشور، بی تفاوت باشند. در حال حاضر اختلاف شدیدی در سطح حاکمیت میان دو بخش موافقان و مخالفان مذاکره و صلح در جریان است. دولت و بخشی از قوای سه گانه و بخشی از نیروهای نظامی موافق مذاکره و پایان دادن به جنگ هستند، اما مخالفان صلح از حمایت غیر مشروط بخشهای قدرتمندتر حاکمیت در نهادهای نظامی و امنیتی و نیز باندهای مافیایی و ذینفعان جنگ و تحریم برخوردارند. دستگاه تبلیغات رسمی نیز کاملاً در اختیار این بخش از حاکمیت است. نقش سرویسهای امنیتی بیگانه را نیز در این ماجرا نباید از نظر دور داشت. بنابراین اصلاح طلبان و نیروهای ملی با تشکیل کارزاری همه جانبه در تقویت جریان طرفدار مذاکره وصلح در حاکمیت و آگاهی دادن به جامعه نسبت به آثار و نتایجتباهی آفرین مواضع جنگ طلبان، باید در هموار کردن راه دشوار دستیابی به توافق همه جانبه بکوشند.
۲-راه حل بحرانهای عدیدهای که نظام و کشور را فراگرفته است، علاوه بر تغییر پارادایم در سیاست خارجی، بازنگری بنیادین در نحوه اداره کشور است.👇
https://t.me/eslahatchannel
August 22, 2026 466 16