(ص2)
این واقعیت عملاً دومین ویژگی جمهوری سوم یعنی تقویت صبغه عرفی و کاهش وجه قدسی نظام را رقم خواهد زد. لذا میتوان گفت در آینده جمهوری اسلامی ایران عملاً با نظامیهایی که در آنها نیروی نظامی نقش اصلی را در اداره کشور در اختیار دارند، نظیر جمهوری اسلامی پاکستان شباهت بیشتری پیدا میکند.
۳- تمرکزگرایی بیشتر و تحدید بیشتر آزادیهای سیاسی:
نظامیان معمولاً با بسط مشارکت عمومی در امر سیاست و اداره کشور همدلی ندارند. تجربه سالهای گذشته به ویژه در جمهوری دوم این نظر را تأیید میکند. بنابراین مقصود از میل نظام در جمهوری سوم به سوی نوعی عرفی شدن به معنای تمرکز زدایی سیاسی، یا کاهش اقتدارگرایی سیاسی و میل به سوی آزادیهای سیاسی نیست. زیرا اساساً عرفی شدن یک نظام لزوما به معنای دموکراتیک شدن آن نیست. البته تجربه برخی کشورها در نیم قرن اخیر نشان میدهد که برخی نظامهای سیاسی که تحت حاکمیت نیروهای نظامی اداره میشدند مثل کره جنوبی و ترکیه به تدریج به سمت دموکراتیک شدن پیش رفتهاند. در مقابل برخی نظامهای سیاسی دیگر در برابر روندهای دموکراتیزاسیون مقاومت کرده اند.
۴-رویکرد غیر توسعه گرا
از همین جا میتوان به ویژگی چهارم پرداخت که پیوند محکمی با ویژگی سوم دارد و آن رویکرد نظامیان حاکم به امر توسعه است. مقصود من از توسعه فرایند مستمر استفاده بهینه، عادلانه و متوازن از همه امکانات و ظرفیتهای کشور در جهت تأمین نیازهای مادی و معنوی شهروندان است. تفاوت نظامهایی مانند کره جنوبی و ترکیه که تحت حاکمیت نظامیان به سوی مردمسالاری حرکت کردهاند، با دیگر نظامهای تحت سلطه نظامیان که چنین توفیقی نیافتهاند، در رویکرد نظامیان حاکم به مقوله توسعه بوده است. نظامیان حاکم در این کشورها عموماً افرادی نخبه،تحصیلکرده و آشنا با دنیای جدید و مقوله توسعه بودهاند، نظامیان ایران فاقد چنین ویژگی هستند. علاوه بر این،تفاوتهای بنیادی نظیر ساختار حقوقی نظام ، مشخصههایایدئولوژیک آن، ساختار اقتصادی ایران، موقعیت ژئوپولیتیک و منابع انرژی، در رویکرد ناهمساز نظامیان ایران به مقوله توسعه نقش مهمی ایفا میکنند. مجموعه این عوامل عبور ایران تحت قدرت نظامیان از راهبرد ستیز و بقا به راهبرد تعامل با کشورهای جهان بر محور رشد و توسعه را بسیار دشوار میسازد، بنابراین نمیتوان انتظار داشت نظامیان از موقعیت وقدرت خود در جمهوری سوم به نفع قرار دادن کشور در مسیر توسعه و لوازم آناز جمله: تقویت طبقه متوسط شهری، تربیت نیروی انسانی توسعه یافته، تقویت بخش خصوصی مستقل، رابطه متوازن و همکاریهای اقتصادی و علمی با کشورهای جهان، استفاده کنند.
اجازه بدهید به علت ضیق وقت به همین چهار مشخصه اکتفا کرده به بخش دوم مطلب خود یعنی انتخابهای فراروی ایران در جمهوری سوم بپردازم.
انتخابهای فراروی ایران در جمهوری سوم
شواهد و قراین موجود بیانگر آن است که این جنگ پایان خواهد یافت. اما چگونگی پایان یافتن آن نقش مهمی در سرنوشت کشور خواهد داشت. ایران در حال حاضر در برابر یک انتخاب مهم و تعیین کننده قرار دارد: ۱-حل جامع مشکلات با آمریکا و مصالحه با این کشور. مقصود من از حل جامع مشکلات همپیمانی و اتحاد استراتژیک با آمریکا نیست. چنین هدفی با توجه به ماهیت دو نظام و نیز سوابق تاریخی میان این دو ناممکن است. توافق جامع در تعریف من رفع کامل تحریمها و موانع همکاریهای اقتصادی ایران با کشورهای جهان از جمله آمریکاست. ۲- توافق محدود شامل پایان جنگ و رفع پارهای محدودیتها و تحریمها
طبیعتاً انتخاب دوم ضمن این که کمکی به حل بنیادین مشکلات کشور نمیکند، سایه جنگ را نیز برای همیشه از ایران دور نمیسازد. با این انتخاب ایران همچنان در گیر مشکلات داخلی،جاماندن از مسیر توسعه، محروم از همکاریهای منطقهای، و عدم حضور مؤثر در تحولات منطقهای و همکاری در تأمین امنیت منطقه باقی خواهد ماند.
در این باره توضیح نمیدهم چون عزیزان دیگری در نشستهای گذشته به تفصیل در این باره سخن گفتهاند.
فعلاً بدون این که بخواهیم قضاوتی شتابزده در این باره داشته باشیم بهتر است به ظرفیتها و فرصتها و نیز مشکلات و موانعی بپردازیم که ایران جمهوری سوم در این انتخاب سرنوشت ساز دارد
۱-موانع ایران در انتخاب گزینه حل جامع اختلافات با آمریکا و مصالحه با این کشور
الف:احساس پیروزی نظامی در میدان:
در حال حاضر تبلیغات رسمی جمهوری اسلامی، و مواضع مسؤلان به ویژه جریان افراطی بر محور پیروزی مطلق و شکست نظامی دشمن متمرکز است. و چنین به جامعه القاء میشود که دشمن از بیم شکستها و خسارتهای بیشتر ناگزیر از آتش بس شده است. این تبلیغات به مخاطبان چنین القا میکند که توقف جنگ در شرایطی که مالک اشتر به خیمههای معاویه رسیده است، تصمیم عاقلانهای نیست. البته طرف آمریکایی نیز حداقل در سطح تبلیغات عیناً همین احساس را دارد.👇
https://t.me/eslahatchannel
August 22, 2026 379 16