درآمدی بر سامان سیاسی آینده ایران
محسن آرمین (ص1)
عنوان بحث من درآمدی بر سامان سیاسی آینده ایران است. این بحث کاملاً جنبه توصیفی دارد و سعی شده است از تجویز خودداری شود. چون فکر میکنم پیش از هرگونه تجویزی ابتدا باید وضعیت موجود و روند تحولات آینده را به خوبی بشناسیم تا براساس آن بتوانیم بایدها و نبایدها را مشخص کنیم. به گمان من تحولات کشور در دوران جنگ به قدری گسترده و عمیق است که فهم ابعاد و پیامدهای آن در آینده کشور نیاز به بحث و بررسی گستردهای دارد
من بحث خود را در چند محور عرضه میکنم. در بخش نخست به تحول نظام جمهوری اسلامی ایران در دوران پساجنگ که این روزها از آن با عنوان جمهوری سوم یاد میشود، میپردازم و طرح ویژگیهای آن میپردازم. روی عنوان جمهوری سوم تأکیدی ندارم. میدانم که این عنوان در ادبیات سیاسی برای دورانی استفاده میشود که قانون اساسی یا ساختار قدرت تغییر کند. تنها به این دلیل که برخی از عزیزان اخیراً از این عنوان استفاده کردهاند من هم به کار میبرم. اگر چه چنان که خواهد آمد فکر میکنم با توجه به تغییراتی که در ساخت قدرت پدید آمده و خواهد آمد این عنوان چندان هم بی مسمی نباشد.
در بخش دوم به انتخابهای فراروی جمهوری سوم میپردازم و فرصتها و تهدیدها یا به عبارت بهتر مشکلات و موانع و زمینهها و ظرفیتها را مطرح میکنم
و در بخش سوم براساس نتایج بخش های اول و دوم به پیش بینی روند تحولات کشور در جمهوری سوم میپردازم
مشخصههای جمهوری سوم:
با جنگ اخیر، ایران وارد مرحله جدیدی شده است که با جمهوریهای اول و دوم تفاوتهای مهمی دارد. از جمله مهمترین ویژگیهای جمهوری سوم عبارتند از:
۱- قدرت گرفتن نظامیان:
اصولاً جنگ موجب قدرت گرفتن نظامیان میشود. پس از هر جنگ نظامیان که در جنگ نقش تعیین کنندهای داشتهاند، نسبت به پیش از جنگ میل بیشتری برای نقش آفرینی در اداره کشور تمایل بیشتری نشان میدهد. خاطرتان هست که پس از جنگ ایران و عراق آقای محسن رضایی و دوستانشان میگفتند نیرویی که جنگ را اداره کرده است باید کشور را اداره کند. این تمایل در آن زمان و در حین جنگ حتی به تلاش برای شرکت یا تأثیر گذاری بر انتخابات مجلس نیز انجامید که با مخالفت مرحوم امام متوقف شد. و تأکید امام مبنی بر عدم مداخله نظامیان در امر سیاست نقطه پایانی بر این تلاش بود که البته پس از امام به عللی که جای طرح آن در این گفتار نیست، مجدداً این گرایش بسیار پررنگتر از پیش در عرصههای اقتصادی و سیاسی جنبه عملی پیدا کرد.
آن چه گفتیم در باره جنگهای کلاسیک بود. جنگ اخیر جنگی غیر متعارف بود. این جنگ محدود به مرزها نبود، ودر تمامی نقاط کشور در جریان بود .اهداف نظامی نیز به تأسیسات و نیروهای نظامی محدود نمیشد، بلکه همه مسؤلان و مؤسسات و زیرساختها اهداف دشمن بودند، به ویژه در شرایط فقدان رهبری، نظم بوروکراتیک مبتنی بر روالهای قانونی کاملاً مختل شد. درنتیجه اداره عالی کشور عملاً در دست میدان قرار گرفت ونیروی نظامی، هم صف و هم سیاست و هم میدان را در اختیار گرفتند. در چنین جنگی به طور طبیعی تمایل و اشتیاق نیروهای نظامی برای تثبیت موقعیت در اداره کشور زمینههای عینی و ملموستری پیدا میکند. واکنش سریع نسبت به عنوان «شورایموقت رهبری» متشکل ازرؤسای قوا در مقطع کوتاه فقدان رهبری،و تبدیل آن به «شورای سران قوا» در رسانههای رسمی نظام، حکایت از آن داشت که در شرایط جدید ثقل مدیریت نظام خارج از دایره قوای رسمی است. همچنین شرایط پس از آتش بس و نقش تعیین کننده سپاه در مذاکرات و استقلال در تصمیمگیریهای نظامی هرگونه تردیدی را در این زمینه از بین می برد. در آینده نشانههای روشنتری از این تحول ماهوی را شاهد خواهیم بود.
۲-میل نظام سیاسی به سوی عرفی شدن :
در نظام جمهوری اسلامی چگونگی و جایگاه رهبری در ساختار نظام تعیین کننده ماهیت نظام است
رهبری در جمهوری نخست وجهی کاملاً قدسی داشت. این وجه قدسی مهمترین عامل شکل دهنده اقتدار رهبر انقلاب بود. در جمهوری دوم کاهش کاریزمای قدسی با اتکای به نهادهای نظامی و امنیتی تا حدودی جبران شد یا بهتر بگوییم تلاش شد جبران شود. در عین حال نهادهای نظامی و امنیتی در واقع مخلوق رهبری دوم و ابزاری در دست ایشان بودند. در جمهوری سوم نهاد نظامی امنیتی در شرایط جنگی نقش تعیین کنندهای در انتخاب رهبری سوم ایفا کرد. تردیدی نیست اگر این انتقال از رهبری دوم به رهبری سوم در شرایطی غیر از وضعیت حاد جنگی که رهبران و مسؤلان عالیرتبه یا شهید و یا مخفی شده بودند،رخ میداد معلوم نبودبه چنین نتیجهای ختم می شد.
بنابراین با ارتقاء سپاه و قرار گرفتن در کنار رهبری، نقش این نهاد در فرایندهای تصمیم گیری و تصمیم سازی نسبت به گذشته به شدت افزایش یافته و بیش از این نیز خواهد شد.👇
https://t.me/eslahatchannel
August 22, 2026 370 15