۶. هنر معاصر
بوگایف تنها هنرمندی نبود که در ساخت این فیلم نقش داشت. «آسا» اولین فیلم شوروی است که آثار هنری مفهومگرایی زیرزمینی مسکو (مانند اشیاء «لوله ارتباطی» و «پرده آهنین» که توسط گروه «لانه» (میخائیل روشال، گنادی دونسکوی و ویکتور اسکرسیس) ساخته شده بودند را به نمایش میگذارد. تیمور نوویکوف، هنرمند آوانگارد تأثیرگذار لنینگراد که در طراحی تولید فیلم نقش داشت، نیز روی پرده سینما ظاهر میشود. آثار ویدئویی تجربی فیلم - دو رویای پسر موز - شایسته تقدیر ویژه هستند.
۷. موسیقی متن
اما، البته، شور و هیجان واقعی نه به خاطر طرح داستان، بازیگران یا اشیاء هنری، بلکه به خاطر موسیقی فیلم بود. موسیقی متن فیلم توسط بوریس گربنشیچکوف، خواننده اصلی گروه آکواریم، ساخته شده بود؛ علاوه بر آهنگهای خودش، آهنگهایی از کینو و براوو نیز در فیلم وجود دارد. آلبوم «آسا» حداقل به اندازه خود فیلم محبوب بود.
۸. تاریخچه
«فیلمی در دل فیلم» اقتباسی سینمایی از گزیدههایی از کتاب «لبه قرنها» نوشته مورخ و نویسنده مشهور، ناتان ایدلمن، است که به ترور پل اول اختصاص دارد. کریموف کتاب را میخواند و صحنههایی از زندگی معاصر با صحنههای لباس سورئال و با دقت ساخته شده در هم آمیخته شدهاند. معنای نمادین آنها واضح است: اول، تغییر در دورههای تاریخی، و دوم، پیشبینی ترور قریبالوقوع - در فضای معاصر فیلم. روایت نویسنده توسط خود ایدلمن، یکی از «نابازیگران» متعدد فیلم، خوانده میشود.
۹. کریمه
داستان در یالتای متروکه و در فصلی غیر از فصل گردشگری اتفاق میافتد، جایی که ظاهراً از فضای آشنای تفریحیاش بیخبر است. دریای بهطرز شومی سرد، پانسیونهایی که گردشگران رها کردهاند، تئاتر سیار لیلیپوتی و شرطبندی در هیپودروم - این عناصر عجیب، دنیای فیلمی را خلق میکنند که کاملاً با واقعیت شوروی متفاوت است. در عوض، این «کشور شگفتانگیز» از آهنگ براوو است که رویای تبدیل شدن به «شهر طلایی» از آهنگ گربنشچیکوف الکسی خوستنکو را در سر میپروراند.
۱۰. تغییرات!
ویکتور تسوی اولین حضور سینمایی خود (بدون احتساب فیلمهای کوتاه) را در سال ۱۹۸۷ تجربه کرد و دو بار - در مستند "راک" و اینجا - ظاهر شد. در هر دو مورد، او ظاهراً نقش خودش را بازی کرد. با این حال، "آسا"، که در آن سولوویف به طور غیرمنتظرهای خواننده اصلی کینو را به عنوان شخصیت اصلی داستان معرفی میکند، کمتر به نوازنده واقعی میپردازد و بیشتر به یک تصویر کلی میپردازد. او، به عنوان یک پیامآور آرام، به نظر میرسد از آینده ظهور میکند تا از طرف یک نسل، "تغییر!" را مطالبه کند - عنوان آهنگی که در تیتراژ پایانی پخش میشود و فوراً به آهنگ امضای تسوی تبدیل شد. اولین ابیات در یک رستوران خالی یالتا شنیده میشود؛ آخرین ابیات در طول یک کنسرت کینو در تئاتر سبز در مسکو فیلمبرداری شدهاند، جایی که نه تنها خود نوازندگان، بلکه هزاران تماشاگر نیز آرزوی تغییر را داشتند. با این آهنگ، سینما با اتحاد جماهیر شوروی در حال زوال خداحافظی کرد.
@ErebusNyx






