به گفته کانتیلون، گسترش عرضه پول منجر به توزیع مجدد درآمد و ثروت در اقتصاد میشود. دلیل آن به شرح زیر است: همه سهمی از پول اضافی ایجاد شده و توزیع شده توسط بانکهای مرکزی و تجاری دریافت نمیکنند. تعداد کمی از ذینفعان مستقیم پول جدید وجود دارند. این افراد عمدتاً وام گیرندگان (به ویژه دولتها) هستند. آنها میتوانند با پول تازه دریافت شده، کالاها را با قیمتهای رایج خریداری کنند.
این پول پس از خرج شدن در دور اول خرید، در گردش است و تقاضای مؤثر و در نتیجه قیمت کالاها را افزایش میدهد. نتیجه: کسانی که پول جدید را آخر از همه دریافت میکنند، فقط میتوانند کالاها را با قیمتهای بالاتر خریداری کنند. آنها در مقایسه با کسانی که ابتدا آن را دریافت کردهاند، فقیرتر میشوند. بنابراین، کسانی که بخشی از عرضه پول جدید را در ابتدای توزیع دریافت میکنند، به هزینه کسانی که آخرین نفر آن را دریافت میکنند - و به ویژه به هزینه کسانی که هیچ پولی دریافت نمیکنند - ثروتمندتر میشوند.
وقتی عرضه پول افزایش مییابد، همیشه قابل پیشبینی نیست که کدام کالاها ابتدا قیمتشان افزایش مییابد. گاهی اوقات قیمت کالاهای مصرفی است؛ گاهی اوقات، قیمت داراییها، مانند املاک و مستغلات، خانهها یا سهام. این پدیده اخیر در دهههای اخیر مشاهده شده است: تورم در قیمت کالاهای مصرفی از ابتدای دهه 1980 در بسیاری از کشورها تمایل به کاهش داشته است. با این حال، همزمان، قیمت املاک و مستغلات و سهام به شدت افزایش یافته است. در این مورد، میتوانیم از تورم قیمت دارایی صحبت کنیم.
اقتصاددانان جریان اصلی همیشه در مورد افزایش رفاه صحبت میکنند، به عنوان مثال، زمانی که قیمت سهام افزایش مییابد. متأسفانه، این یک تفسیر نادرست است. درست است که کسانی که سهام دارند ثروتمندتر میشوند. با این حال، در عین حال، قدرت خرید کسانی که پول دارند کاهش مییابد: اکنون لازم است برای خرید سهام پول بیشتری پرداخت شود. در اصل، تورم قیمت داراییها «فقط» یک توزیع مجدد است: سهامداران برنده میشوند، صاحبان پول ضرر میکنند. با این اوصاف، اقتصاد به طور کلی به طور خودکار از افزایش بازار سهام سود نمیبرد و ثروتمندتر نمیشود. وقتی مردم کالاهای مصرفی و تولیدی بیشتری در اختیار داشته باشند، ثروتمندتر میشود.
تورم مشکلات دیگری را برای کسانی که از پول استفاده میکنند، به همراه دارد. وقتی تورم وجود دارد، قیمت کالاها باید بیشتر تنظیم شود. به منوی رستورانها، برچسب قیمت سوپرمارکتها یا لیست قیمت در فروشگاههای ابزار فکر کنید. این امر هزینههای اضافی برای مشاغل ایجاد میکند (به اصطلاح «هزینههای منو»). برای مصرفکنندگان، تورم نیز مشکلساز است زیرا آنها با قیمتهای دائماً در حال تغییر مواجه هستند. این امر مقایسه قیمتها را دشوار میکند و تعیین هزینههای لازم مصرفکننده را پیچیده میکند.
برای کارمندان و مستمریبگیران، تورم اغلب یک مشکل اساسی است. دستمزدها و مزایای اسمی اغلب با تأخیر و ناکافی برای تورم بالاتر تعدیل میشوند. در نتیجه، حقوقبگیران و مستمریبگیران عموماً در دورههای تورم، ضررهای واقعی درآمد را متحمل میشوند.
علاوه بر این، مشکل تصاعدی بودن طبقات مالیاتی تحت تورم وجود دارد. این امر به این دلیل رخ میدهد که دولت طبقات مالیاتی را برای تورم تعدیل نمیکند (یا به اندازه کافی تعدیل نمیکند). وقتی شرکتها و کارمندانشان با افزایش دستمزدی که فقط تورم را جبران میکند، موافقت میکنند، دستمزد واقعی، تعدیلشده برای تورم، بدون تغییر باقی میماند. با این حال، به دلیل افزایش دستمزد اسمی، کارمندان در نهایت نرخ مالیات (حاشیهای) بالاتری و در نتیجه درصد مالیات بالاتری از درآمد واقعی خود که بدون تغییر باقی مانده است، پرداخت میکنند. بنابراین، بار مالیاتی واقعی آنها به دلیل مالیات بر درآمد اسمی که اکنون بالاتر است، افزایش مییابد.
July 8, 2026 353 2