💬 جمعیت مازاد و اقتصاد سیاسی طرد و حذف ✍️ پریسا شکورزاده ▪️غلبهی عواطف ویرانگری چون احساس طردشدگی و رهاشدگی، احساس بیگانگی با سرزمین و مردم و دولت، خشم از بازی داده نشدن و خودی نبودن در جامعه را که همگی نشان از بیرون ماندن جمعیت کثیری از دایرهی «مردم» دارد، میتوان در پیوند با فقدانی سهگانه دانست: محرومیت از بازنمایی سیاسی، اخراج از ساحت اقتصادی و مرگ اجتماعی. میان حاکمیت و این جمعیتِ مطرود، که به درجات مختلف از دایرهی شمول ــ شامل مردمی که درونی و خودی است و رابطهی ارگانیکی با دولت دارد ــ بیرون گذاشته شده، رابطهای برقرار است که از «وانهادن به مرگ» تا حذف را دربرمیگیرد. خاصیت گزینشی حاکمیت، یعنی حق حاکمیت بهمثابه قدرت دیکته کردن مرگ و زندگی در اینجا تعیینکننده است: تصمیمگیری دربارهی اینکه «چه کسی میتواند زنده بماند و چه کسی باید بمیرد» . در این وضعیت، نظم سیاسی به شکلی از سازماندهی مرگ مبدل میشود و در مواجهه با این جمعیت، زیستسیاست جای خود را به مرگسیاست میدهد. متن کامل را میتوانید از اینجا دریافت کنید. @enkarmag
9
2