عاشقِ نقش‌ و نگارهایی‌ام که زندگی، بی‌اجازه روی بدنِ‌مون جا می‌ذاره؛… — منی که تمام می‌شود. — TG.ME

عاشقِ نقش‌ و نگارهایی‌ام که زندگی، بی‌اجازه روی بدنِ‌مون جا می‌ذاره؛ از خط‌های ریز و درشت گرفته تا هر رد و اثری که از گذرِ زمان باقی می‌مونه. برام خیلی با ارزشن، چون هرکدومِ‌شون یه تکه از داستانِ ما رو با خودشون دارن؛ ردی از یه تجربه، یه درد، یه بحران، یه روزِ سخت که ازش رد شدیم و زنده موندیم. انگار بدنِ‌مون آرشیوی از تمامِ چیزهایی‌ئه که از سر گذروندیم؛ قصه‌هایی که شاید هیچ‌وقت برای کسی تعریفِ‌شون نکنیم، اما روی تنمون باقی موندن.
September 4, 2026 283 2