مرا رها نکن؛ برایت کلمه هایی گنگ می‌آفرینم ، که تنها تو مفهوم‌شان را… — Sorrow — TG.ME

مرا رها نکن؛ برایت کلمه هایی گنگ می‌آفرینم ، که تنها تو مفهوم‌شان را درک خواهی کرد؛ با تو از دلبازانی خواهم گفت که حریق دل‌هاشان را برای تو، قصه‌ی آن پادشاهی را خواهم گفت که چون نتوانست به دیدارت بیاید، مرد. مرا رها نکن؛ ما بارها گر گرفتن آتشفشانِ خاموشی را دیده‌ایم که می‌پنداشتیم پیرِ پیر است. اما انگار زمین های سوخته، از بهترین بهار هم، بیش‌تر گندم می‌دهند. و آن‌گاه که غروب می‌آید، برای آسمانی شعله‌ور، سرخ و سیاه به حجله نمی‌روند. مرا رها نکن . که دیگر نمی‌گریم، دیگر سخن نمی‌گویم، گوشه‌ای پنهان می‌شوم تا تماشایت کنم. -ژاک برل

🍓1
August 29, 2026 130 1