#longread 📖انجیلی که هیچکس نمیتواند بخواند.
#DC_comics
بادی بیکر تنها چیزی که میتواند دقیقا هرچه لازم است را توضیح بدهد، در دست دارد؛ و حتی یک کلمه از آن را نمیتواند بخواند.
بهنظر تمام «The Coyote Gospel» در واقع حول همین لحظه ساخته شده؛ نه مصلوبشدن Crafty در انتهای جادهی بیابانی، نه افشای اینکه یک خدای کارتونی، دنیای زیرین حیوانات را جایی در دل جهان DC اداره میکند. اینها همان لحظاتی هستند که دربارهشان حرف زده میشود.
اما لحظهی مهم کوچکتر است:
Crafty طوماری را در دست بادی میگذارد و بادی به آن نگاه میکند و خیلی ساده میگوید که نمیتواند آن را بخواند.
برای او چیزی جز خطخطی نیست؛ چون برای او واقعاً همین است.
برای ما اما نه.
ما، در مقام خوانندهی یک کمیک واقعی، سه صفحهی کامل و واضح از گذشتهی Crafty میبینیم: شورشش علیه خدایش، مجازاتش، و ورودش به چیزی که خودش «جهنم بالایی» مینامد.
بادی هیچچیز نمیبیند.
او فقط سه قدم با توضیح کامل تراژدیای که همین حالا شاهدش بوده فاصله دارد، و آن توضیح برایش عملاً وجود خارجی ندارد.
✧✧✧



