و همین ساختار باعث میشه داستان فقط اوریجین بتمن نباشه، اوریجین رابطهی بتمن و گوردون هم هست
Born Again برعکس، با قهرمانی شروع میشه که از قبل ساخته شده.
مت مورداک سالها دردویل بوده، اما کارن پیج هویت مخفی اون رو برای تهیهی مواد مخدر میفروشه. فیسک اطلاعات رو میخره و بهجای کشتن مت، تصمیم میگیره زندگیاش رو مرحلهبهمرحله نابود کنه: شغل، پول، اعتبار، خانه، روابط و در نهایت خودِ هویتش.
پس اگر Year One سؤالش اینه که:
«چطور بتمن متولد میشه؟»
Born Again میپرسه:
«اگر دردویل رو از مت مورداک جدا کنیم، وقتی مت دیگه چیزی نداشته باشه، دردویل هنوز وجود داره؟»
Winner: Born Again
چون ساختارش یک ایدهی مرکزی بسیار منسجم داره: نابودی هویت، سپس بازسازی.
✧✧✧
قهرمان
بروس در Year One هنوز شخصی با یک ایدهست.✧✧✧
نه استاد کامل مبارزهست، نه نابغهای که همهچیز رو از قبل پیشبینی کرده. حتی خودِ بتمن در ابتدا یک راهحل آزمایشی برای مشکل بروسه.
مت در Born Again نقطهی مقابلشه.
قبلا به افسانه تبدیل شده. بنابراین داستان لازم نیست از ابتدا بسازه، باید برهنه کنه.
میلر تقریبا تمام چیزهایی که معمولا یک سوپرهیرو رو قدرتمند میکنن از مت میگیره و بعد میبینه بدون اونا چه کسی باقی میمونه.
و جواب داستان خیلی مهمه:
قبل از اینکه دردویل باشه، مت مورداک بوده.
این تفاوت بزرگیه. Year One قهرمان رو از انسان به نماد تبدیل میکنه، Born Again نماد رو به انسان برمیگردونه.
Winner: Draw
یکی مهندسیه، یکی مهندسی معکوس.
Villain
در Year One دشمن اصلی یک نفر نیست.
فالکونی، پلیسهای فاسد، فلَس، جرم سازمانیافته و حتی خودِ ساختار گاتهام در برابر بروس و گوردون قرار دارن.
این باعث میشه گاتهام تقریبا مثل یک موجود زنده رفتار کنه. فساد در فرد خلاصه نمیشه، سیستمه.
اما فیسک در Born Again دقیقا همون چیزیه که Year One از داشتنش پرهیز میکنه: یک دشمن شخصی.
فیسک حتی لازم نیست دردویل رو شکست بده.
میخواد مت رو نابود کنه.
و همین باعث میشود پیروزیاش در نیمهی اول داستان عجیبتر باشه. فیسک نمیتواند دردویل رو در مبارزه شکست بده، بنابراین کاری میکنه که هیچ متی برای تبدیلشدن به دردویل باقی نمونه.
این یکی از بهترین استفادههای ممکن از ویلسون فیسکه، چون قدرتش از مشتهاش نمیاد. از این میاد که میتونه زندگی یک انسان رو مثل مسئلهی اقتصادی تحلیل و خنثی کنه.
Winner: Born Again
✧✧✧
Supporting Cast
Year One در این بخش تقریبا غیرمنصفانه قویه.✧✧✧
گوردون بیشتر از یک شخصیت فرعی، co-protagonist روایته.
سارا گوردون، سلینا کایل، هاروی دنت، آلفرد و حتی شخصیتهای فرعی بدون نام گاتهام همگی به ساختن شهری کمک میکنن که بعدا بتمن قراره توش پادشاهی کنه.
مهمتر از همه، گوردون چیزی به بتمن میده که بروس بهتنهایی نمیتونست داشته باشه:
اعتماد به اینکه هنوز آدمهای درستکار وجود دارن.
در Born Again، رابطهی مت و کارن قلب داستانه.
کارن تیپیک «عشق قدیمی» نیست. سقوطش مستقیما باعث سقوط مت شده و بازگشت دوبارهشون هم بخشی از روند بازسازی مته.
در کنارش، سیستر مگی و بن یوریک هم به داستان کمک میکنن تا مت فقط با مشت و قدرت برنگرده، بلکه دوباره چیزی برای باورکردن پیدا کنه.
Winner: Year One
چون شخصیتهای مکملش سنگ بنای گاتهامن.
شهر
اینجا رقابت واقعاً جالب میشه.
گاتهام در Year One یک سیستم فاسده.
هلزکیچن در Born Again بیشتر یک جامعهی زخمیه.
در Year One، شهر علیه بروس و گوردون کار میکند.
در Born Again، مت دوباره باید یاد بگیره که متعلق به همین شهره.
به همین دلیل گاتهام Year One بیشتر از اینکه پسزمینه باشه، موضوعه.
کمیک حتی از رنگها برای زندهکردن همین شهر استفاده میکنه، ریچموند لوویس در نسخهی اصلی با یک پالت محدود، نئون، خیابانهای خیس و تضادهای رنگی، گاتهامو به چیزی کثیف ولی زنده تبدیل میکنه.
Winner: Year One
گاتهام در این کتاب علنا یک شخصیته.
✧✧✧
تمها
Year One بیشتر دربارهی:
قانون در برابر عدالت
نهاد در برابر فرد
ترس در برابر امید
و ساختن یک اسطورهست.
Born Again بیشتر دربارهی:
هویت
ایمان
تحقیر
شکست
وابستگی
و تولد دوبارهست.
تفاوت اصلی اینجاست:
بروس برای تغییر گاتهام، تبدیل به بتمن میشه.
مت برای اینکه دوباره خودش باشه، باید از دردویل بودن عبور کنه.
اولی دربارهی ساختن یک هویته.
دومی دربارهی از دست دادن و دوباره پیدا کردن اون هویت.
Winner: Born Again
از نظر تماتیک، داستان میلر در Born Again متمرکزتر و کاملتره.
✧✧✧