اندراحوالات یک کافه #طنز ✍🏻امتداد-محمدهادی جعفر پول(وکیل دادگستری)… — امتداد — TG.ME

اندراحوالات یک کافه
#طنز

✍🏻امتداد-محمدهادی جعفر پول(وکیل دادگستری) :
از داخل زندان هم ذهنم آرام نمی‌گرفت؛ تمام فکرم پیش تحریم‌ها و راه‌های دور زدن آن‌ها بود. آن‌قدر که نگران منافع کشور و پیشرفت اقتصاد این مملکت بودم و هستم یه وقت خدای ناکرده فکر بد نکنید؛ مبادا تصور کنید به فکر منافع شخصی، حساب‌های ارزی یا دلارهای دپو شده‌ی خودم بوده‌ام!نه! اصلا و ابدا. من کجا و منفعت شخصی کجا؟ من خادم و سرباز اقتصاد این مُلک بودم و هستم!

🔹آن روزها در زندان، تمام فکر و ذکرم شده بود کشتی‌های نفتی و راه‌های دور زدن تحریم‌ها. هم‌بندی‌هایم مسخره‌ام می‌کردند و می‌گفتند: این طرف خل و چل است! اما آنها خبر نداشتند پشت این سکوت و خیال‌پردازی‌ها، چه مغز اقتصادی گنده‌ای پنهان شده؛ مغزی گنده، کارآمد و البته کاربردی!

🔹بالاخره کسانی که باید می‌فهمیدند، فهمیدند من چه انسان کارآمد و کاربلدی هستم. فرش قرمز پهن شد و فرصت‌های تازه یکی پس از دیگری از راه رسید.

🔹ابتدا تصمیم گرفتم یک آژانس مسافربری درون‌شهری راه بیندازم چیزی در حد و اندازه تاکسی اینترنتی. اما عده‌ای تنگ‌نظر و حسود صدایشان درآمد که تو را چه به راه‌اندازی تاکسی اینترنتی؟ من هم برای اینکه مبادا استعداد اقتصادی‌مان زیر سؤال نرود، عطای این کار را به لقایش بخشیدم و گفتم بالاخره راهی برای کمک به اقتصاد کشور پیدا میکنم.

🔹آخه مگر می‌شد ذهن اقتصادی مرا متوقف کرد؟آنقدر از تهدید منافع کشور و تحریم‌ها تلخ‌کام بودم که یکدفعه هوس قهوه کردم. کفش و کلاه کردم و راهی کافه سر کوچه شدم؛ اما همان چند دقیقه کافی بود تا بفهمم این فضا اصلاً در شأن و قواره من نیست.

🔹همان‌جا بود که مثل جناب فیثاغورث، البته فقط در ذهن و دل خودم، فریاد زدم:
«یافتم! یافتم!» راه‌حل پیدا شده بود؛ وقتی کافه دیگران در شأن من نیست، چرا خودم یک کافه راه نیندازم؟

🔹و این‌گونه بود که پس از سال‌ها مجاهدت اقتصادی، از کشتی‌های نفتی و دور زدن تحریم‌ها رسیدم به فنجان قهوه؛ و حالا منتظر بمانید و ببینید این مغز اقتصادی گنده، در کافه‌داری چه دستاورد تازه‌ای برای اقتصاد کشور رقم خواهد زد!

#امتداد
@emtedadnet
❤11👍2😁2🤔1
August 29, 2026 1.7K 8