تعارف، اونقدرها هم بد نیست.
اگر از در این نگاه وارد شیم که فرهنگ ایرانی در درون خودش دفاع از مالکیت خصوصی، دفاع از خانواده و مهر به دیگری رو جای داده (در نظریهی آزادی، ادعا اینه و براش شواهد آورده شده) آنگاه اگر به تعارف نگاه کنیم شاید بتونیم وجههای ازش رو ببینیم که تاحالا ندیدیم: تعارف میتونه نوعی دفاع از مالکیت خصوصی دیگری و نشونهای از مهر دیگری باشه. یعنی اینکه شما آنچه که در اختیار داری رو بنا بر مهری که به دیگری داری عرضه میکنی و پیشنهاد میدی و دیگری چون بر مالکیت تو نسبت به داراییت آگاهه و مهر داره، نمیخواد تورو در سختی بندازه یا به آنچه تحت مالکیت توست تجاوز کنه یا نسبت بهش بیتفاوت و بدون ملاحظه باشه عمل تعارف رو انجام میده. شاید اگر از این در نگاهش کنیم، تعارف ایرانی، نوعی پاسداری روزمره و یادآوری مرز ما باهمدیگهاست. اینکه من بیملاحظه از آنچه دیگری، که تحت مالکیتش داره، بهم آفر میده استفاده نمیکنم و در نهایت اگر استفاده بکنم بعد از دو سه بار دعوت شدن به انجامش، میدونم و این در من نهادینه شده که دارم از آنچه تحت مالکیت دیگریست استفاده میکنم. این مسلما منجر به احساس قدردانی و درک مهر به دیگری میشه. جوامعی که چنین عملی رو باهمدیگه ندارن، این پاسداری روزمره و درکی که ما از لطف بهرهمندی از آنچه برای دیگریست رو ندارن. بنابراین خیلی مهمه از چه لنزی داریم به چه اتفاقی نگاه میکنیم. اگر کسی برخلاف این ادعایی داره، باید اونوقت برای بنیاد فرهنگ ایرانی ادعا کنه و اون رو در داستانهای سینه به سینه، مکتوبات ادبی، ضربالمثلها و خردهفرهنگها انعکاس بده تا لنزش از یه صلاحیتی برخوردار بشه. همین.
پن. دیدم یه ناعزیزی فرهنگ جمعگرایی رو به نهاد خانواده تقلیل داده، خانوادهی ایرانی رو بدلیل شیوهی زیستش بدون مرز تصور کرده و در نهایت این نتیجهگیری رو کرده که تجاوز بابت فرهنگی میاد که نهاش معادل نه نیست. تک تک اینها نیازمند واکاویه: ۱. چه شواهد ادبی، فرهنگی و تئوریکی برای پشتیبانی از این ایده وجود داره که فرهنگ ایرانی جمعگرایی در سطح خانواده داره؟ آیا اصلا چنین چیزی میتونه معنی بده با توجه به چیزی که ما از جمعگرایی و سطح اتفاق افتادنش میدونیم؟ ۲. شیوهی زیست خانوادههای ایرانی احتمالا به حدی مرز داشته که توی همون خونههای بیدیوار، رابطهی جنسی اتفاق میفتاده، دعواها پیش میرفتن، بچه بزرگ میشده و نبود دیوار، معادل نبود مرز نیست. صرفا میتونه نوع متفاوتی از مرزگذاری باشه. و ۳. متجاوز لنگ شنیدن یک نه قاطع نیست تا تجاوز نکنه. این حرف نوع دیگری از سرزنش قربانیه. قبلا میگفتن لباست رو بهتر کن، الان میگن نههای قاطعانهتری بگو ولی در حقیقت تجاوز، یه رفتار آگاهانهاست و فرد انتخاب میکنه با دیگری صدمه بزنه و این بخاطر رفتار جمعی و فردی نیست. هر دلیلی هم فرد رو به سمت گرفتن این تصمیم بگیره، باز آدمی آزادی ارادهاش رو میتونه به کار ببنده و جلوی چنین رفتاری رو بگیره، مگر اینکه معتقد باشید آدمی ارادهی آزاد نداره و بخواید به این شکل مهندسیش کنید.
August 31, 2026 3K 44