باران رشت، دیگر بوی خون و غیرت میدهد...
رشت، شهر بارانهای نقرهای، این بار نه با قطرات آب، که با خونِ پاکِ پهلوانش غسل تعمید یافت. مسعود (مهدی) ذاتپرور، قامت بلندِ غیرت بود که در سرمای ۱۸ دی، سینه در برابر گلوله سپر کرد تا گرمای آزادی را به کوچههای شهرش هدیه دهد. او پهلوانی را نه در میدانهای ورزشی، که در میدان شرف معنا کرد. مسعود نرفت؛ او در هر قطره بارانی که بر سنگفرشهای شهرداری میبارد، تکثیر شد. صدای او حالا از حنجره تمام جوانان گیلان شنیده میشود: «ایستادهایم تا آخر...» یادت، چون عطر بهارنارنج، در جان رشت ابدی ماند.
Forwarded fromنامهای ماندگار ( آبان خونین )
January 15, 2026 115