روزی کافکا در پارک، دختربچه‌ای را دید که برای عروسک گمشده‌اش گریه… — Echoesofadrian — TG.ME

روزی کافکا در پارک، دختربچه‌ای را دید که برای عروسک گمشده‌اش گریه می‌کرد. 🧸😢🍂 به او گفت: «عروسکت گم نشده؛ به سفر رفته است.» ✉️🗺️ و بعد، هر روز از زبان عروسک برایش نامه نوشت؛ نامه‌هایی از سفر، تغییر و زندگی. 🌍🕊️✨ او با تخیلش، کاری کرد تا آن دختر بچه از اندوهِ فقدان رهایی یابد. 🤍 این داستان من را یاد جمله‌ای می‌اندازد: **«هرچه را دوست داشته باشی، روزی از دست می‌دهی؛ اما عشق، به شکلی دیگر، به تو باز خواهد گشت.»** 🤍🌙

August 26, 2026 84 1