شعر و موسیقی: post #24409 — TG.ME

صبوحی

در این شبگیر،
کدامین جام و پیغام صبوحی
مستتان کرده‌ست، ای مرغان 
که چونین بر برهنه شاخه‌های این درخت
برده خوابش دور 
غریب افتاده از اقران بستانش،
در این بیغوله‌ی مهجور، ‏
قرار از دست داده، شاد می‌شنگید و می‌خوانید؟
خوشا، دیگر خوشا حال شما، اما ‏
سپهر پیر بد عهد است و بی‌مهر است، می‌دانید؟

کدامین جام و پیغام؟ اوه ‏
بهار، آنجا نگه کن،
با همین آفاق تنگ خانه‌ی تو باز هم آن کوه‌ها پیداست.
‏شنل برفینه‌شان دستار گردن گشته، جنبد، جنبش بدرود. 
زمستان گو بپوشد شهر را در سایه‌های تیره ‏و سردش.
بهار آنجاست، ها، آنک طلایه‌یْ روشنش، 
چون شعله‌ای در دود.

بهار اینجاست‌، در دل‌های ما، آوازهای ما
و پرواز پرستوها در آن دامان ابرآلود. ‏
هزاران کاروان از خوبتر پیغام و شیرین‌تر خبر پویان و 
گوش آشناجویان. ‏
تو چشنفتی بجز بانگ خروس و خر ‏
در این ده‌کور دورافتاده از معبر؟

چنین غمگین و هایاهای ‏
کدامین سوگ می‌گریاندت
ای ابر شبگیران اسفندی؟
اگر دوریم اگر نزدیک
بیا با هم بگرییم ای چو من تاریک...


شعر #مهدی_اخوان‌ثالث
صدا #نورالدین_ثابت‌ایمانی
آهنگ #فرهاد_فخرالدینی

@ebisher
❤3👍2
August 26, 2026 104 4