مثل مگسهایی شده بودم که اول پاییز به اطاق هجوم میآورند، مگسهای خشکیده و بیجان که از صدای وزوز بال خودشان میترسند، مدتی بیحرکت یک گله دیوار کز میکنند، همینکه پی میبرند که زنده هستند خودشان را بیمحابا بدر و دیوار میزنند و مرده آنها در اطراف اطاق میافتد.