سکس سفید برفیتون تو پارک آبی #گی #استخر سلام عزیزان دل امیدوارم… — داستانکده ، رمان ، داستان اعتراف — TG.ME

سکس سفید برفیتون تو پارک آبی

#گی #استخر

سلام عزیزان دل امیدوارم حالتون خوب باشه
میخوام یک سری از خاطرات سکسمو از زمانی که شروع شده برامو براتون تعریف کنم امیدوارم خوشتون بیاد.
این خاطرم مربوط به خیلی سال پیشه برای زمانی که اولین پارک آبی تو تهران راه افتاد من همیشه با پدرم میرفتم اون پارک.
یکبار که با دوستام خواستیم بریم ۳ نفر بودیم همکلاسی همیشه هم باهم بودیم باشگاه خیابون گردی استخر کلا همیشه باهم بودیم برنامه گذاشتیم بریم این پارک آبی خلاصه راه افتادیم بسمت پارک آبی خب منم تو تاپیکم ببینید تپلم و سفید دیگه حالا فکر کن یه پسری که ۱۴ ۱۵ ساله با این بدن سفید بره با دوستاش استخر چه شود.
این پارکم اینجوری بود که میرفتی لباس عوض کنی یه سالن خیلی بزرگ داشت با قفسه ولی برای پوشیدن مایو حالت اتاق اتاقک بود که از بالا و پایین باز بود بعد میومدی ورود کنی به استخر دوشهای سراسری بود که از زیرشون باید رد میشدی بعد اولین جاییم که این پارک شروع میشد رودخونش بود خلاصه ما رفتیم مایو پوشیدیم با دوستام رفتیم توی رودخونه همینجوری میرفتیم تا برسیم دریا مصنوعیش که موج میزد رسیدیم اونجا ی ذره رفتیم دریا بعد رفتیم سرسره هاشم سوار شدیم رفتیم بوفش یه چیزی بخریم بخوریم.
بچه ها که نشستن من رفتم سمت استخر سادش که معمولا خیلی خلوته و زیر سرسره گردابش قرار داشت رفتم اونجا تو اب بودم که دیدم ۴ نفر از من بزرگتر تقریبا ۴ الی ۵ سال بزرگتر دارن میان منم تو اب همینجوری ایستاده داشتم برای خودم راه میرفتم که اوناهم رسیدن پریدن تو اب خیلیم ساکت بودن نه خز بازی در اوردن نه الکی سرو صدا کردن همینجوری عادی اومدن تو اب شیرجه زدن شنا کردن ۳ نفرشون رفت یکیشون موند اومد بقل من سلام اینا کردیم صحبت عادی چیزه خاصیم نگفتیم بهم بعد من بهش گفتم سرسره سوار شدید گفت نه تازه اولین باره اومدم اینجا گفتم خب بیاید باهم بریم و رفتیم گردابشو سوار شدیم اول اون سوار شد بعد من ولی اولین برخورد بدنم با بدنش اینجا اتفاق افتاد که اون پایین منتظر بود من بیام منکه اومدم پایین مایوم از پشت بخاطر سرسره اومده پایین تو اب افتادم اومد بلندم کنه دستش ناخواسته اومد روی کونم منو بلند کرد بعد پهلومو گرفت با خنده گفت مایوتو بده بالا الان همه حوس میکنن منم خندم گرفت گفتم اشکال نداره بزار ببینن لذت ببرن گفته عه اگر اینجوریه که منم دوست دارم لذت ببرم گفتم خب ببر کی جلوتو گرفته خندیدیم گفت پس بریم همون استخر رفتیم تو اب نزدیک بهم بودیم اروم با دستش رونمو داشت ناز میکرد و میگفت تو با این بدن سفیدت تنها میای اینجا نمیترسی گفتم با دوستام اومدم همیشه هم با پدرم میام گفت کار خوبی میکنی همزمان همینجوری داشت بدنمو زیر اب میمالید ولی نه خیلی تابلو که کسی متوجه بشه بعد از چند دقیقه گفتم داری لذت میبری حالا با خنده اونم گفت خیلی کم گفتم چرا گفت اخه دستم بستس نمیتونم بیشتر لذت ببرم خندم گرفت گفتم خب بیا بریم یجایی دستت بسته نباشه گفت کجا گفتم دستشویی داره اینجا ولی خیلی خیلی کم میان چون همه تو اب کارشونو میکنن گفت پس بریم دیگه گفتم بریم واقعا دستشوییشم هم جاش پرت بود هم اصلا کسی نمیومد رفتیم داخل اول من رفتم بعد از چند لحظه اومدم تو دستشویی شروع کرد مالیدن ممه هام و لیس زدنشون گردنمو میخورد لبمو میخورد منم از روی مایو کیرشو گرفته بودم میمالیدم بعد بنده مایومو باز کرد کشید پایین مایو منو برگردوند شروع کرد مالیدن کونم و سوراخم یزره که مالید برگشت مایوشو کشید پایین منم براش شروع کردم خوردن کیرش چند دقیقه که براش خوردم بلندم کرد از پشت چسبوند بهم توف زد به کیرش گذاشت دمه سوراخم منم میگفتم نکنی توشا میگفت نه حواسم هست اینقدر دیگه توف زده بود لیزه لیز بود سر کیرش میرفت تو سوراخم منم هی سفت میکردم خودمو یجا منو سفت چسبوند به دیوار شروع کرد عقب جلو کردن به اندازه ۳۰ ۴۰ ثانیه یهو آبشو ریخت رو سوراخم هی اروم میگفت اووف اووف بعد از اینکه کارش تموم شد نشستم اب کشیدم خودمو اونم کیرشو شست مرتب کردیم اول اون رفت بیرون بعد من دیدم دمه دستشویی وایساده تشکر اینا کرد ازم منم گفتم دیگه نهایت لذتو بردیا با هم خندیدیم رفتیم دمه استخر دوستاش اومدن با همشون دست دادم تا اخرش که اونجا بودیم همه با هم بودیم خیلی خوش گذشت اونروز ولی متاسفانه اون موقع مثله الان همه گوشی موبایل نداشتن که بتونن در ارتباط باشن باهمدیگه خلاصه که جدا شدیم بیرون از هم برگشتیم خونه.
اینم اولین خاطره من بود گفتم براتون تعریف کنم دوستون دارم سفید برفیتون 😘😘❤️❤️

نوشته: sefid.gilan
❤7👎1
September 15, 2026 2.6K 4