داستانکده ، رمان ، داستان اعتراف: پست #2862 — TG.ME

فریبا حشری

#دوست_دختر

سلام دوستان، داستان سکس با دوس دختر قبلیم رو باهاتون ب اشتراک میزارم،
من نیما۳۶ ساله،۱۸۸ وزنم ۸۶
اما فریبای داستان
داستان مربوط میشه به چند سال پیش
فریبا فک کنم متولد ۷۵ بود
ولی باسن تزریقی بزرگ ، سینها ۷۰ قد ۱۶۵ وزنم حدود ۶۵، دماغ عملی فانتزی و واقعا واقعا ک زن به تمام معنا
خلاصه میکنم
باهم ک اشنا شدیم و چند باری بیرون رفتیم تا اینکه یک بار اومدیم خونه به بهونه دسشویی ک دیدم فریبا هم گفت میخواد بیاد دستشویی
اومدن بالا همینو....
کنار هم یکم دراز کشیدیم
هوا یکمی تاریک ک شد
ناخودآگاه بغلش کردم و اونم کم کم همراهی کرد تا اینکه لب رو لب
شروع کردن سینه اش خوردن
واقعا باور نکردنی بود، وقتی میدیدمش آبم میخواست بیاد حالا کنارت داره لب میده
خلاصه لگشو دراوردم
، اشاره کرد واسم بخور، راستش کس خوردن من از فریبا شروع شد
تا اون موقع نخورده بودم، گفتم نه
ولی اخم کرد و گفت بخور
منم اولش بدم میومد ولی بعدش دیگ عادت کردم
شروع کردم ب خوردن کصش
اه و ناله های ریزی میکرد، دست میکشید رو سرم
طولی نکشید ک وای خدا
این حرکتو خیلی خوشم میاد، الان ب دوس دختر جدیدم ک واقعا مث ی پورن داره بهم سرویس میده میگم ابت اومد این حرکتو بزن
سرمو محکم فشار داد بین پاهاش ، پاهاش چسبوند ب سرم و ابش اومد، یکم دیگ واسش خوردم، اومدم روش و لب گرفتم
واقعا نفهمیدم چی شد، یکم کیرمو در کصش مالیدم ک ابم بیاد و توش نکنم، اخه دختر بود
دیدم چیزی نمیگه، یواش کردم توش،باز دیدم داره حال میکنه
گفتم خب شاید پرده نداره یا ارتجاعی هس
خیلی حشری بودم، شروع کردم ب تلمبه زدن و فریبای داستان هم حال میکرد،
دلم داگی میخواد، الان دوس دخترم خودش داگی میشه واسم وای،بدن سفید سفید ولی فریبا سبزه بود، خوزستانی بود،داگی نمیشد اون موقع، ولی چون باسن قشنگی داشت و عملی بود خوابید به شکم و کردم توش ، ایقد باسنش بهم حال داد ک ریختم رو کمر و باسنش
ابمو با دستمال پاک کردم، چراغو که روشن کردیم دیدیم پتوی زیرمون قرمزه، من ک توی شوک بودم ک دیدم بله تازه خانم متوجه شده ک چی شده
پردش زده شده بود، میگفت باید بگیریم ولی خب قسمت نشد
هیچی دیگ یکم دلداریش دادم،گفت اشکال نداره فدا سرت ، باید زده میشد
بعد ی هفته واژنش میگفت زخم شده و اینا، دارو خورد پماد زد تا خوب شد
کار ما همین بود ،فریبا میومد ، ی سرویس اساسی میداد و میرفت
خلاصش کردم بچها
امیدوارم هرجا هس بیاد بخونه،
ازش تشکر میکنم، خیلی هم دوسش دارم
اگ دوس داشتین ، بگین تا سکسم با دوست دختر جدیدم ک ی حوری بهشتیه، بدن سفید ،ست مشکی میزنه واسم، و مث ی پورن واقعی حال میکنیم
چیزی واس هم کم نمیزاریم اونم بنویسم واستون
مرسی

نوشته: نیما
❤1