باشگاه و مرد بدنساز گنده (۱)
#گی #زنپوش
سلام دوستان یاسی هستم زنپوشم از تهران تنها زندگی میکنم داستان در مورد گی و زنپوش بودنه دوست دارید بخونید خاطره من از 22 سالگی و تنها زندگی کردن تو تهرانه اول از خودم بگم یاسی هستم 30 با قد 169 و 75 و تپل و بی موی و سکسی و پوستم کاملا زنونه هستش عاشق زن بودن و زن پوشی هستم اما تو زندگیم خیلی خیلی کم سکس داشتم چون خیلی خجالتی و کم حرفم داستانی که میخوام واستون بگم واسه 8شت سال پیشه که تازه رفته بودم باشگاه بدنسازی خب من خیلی کم پیش میاد هیویی از دیدن مردی حشری بشم و کنترل خودمو از دست بدم اما یه مردی میومد باشگاه که حدودا 50 سالش بود و مشخصا متاهل بود و بعدا فهمیدم حاج آقا و صاحب چند تا ماشین سنگینه اوایل زیاد بهش توجه نمیکردم اما خودش چشم از رو من برنمیداشت دیگه کم کم هر بار میرفتم باشگاه میدیدم با من تنظیم کرده بیاد یه مرد خیلی گنده با قد 180 وزن بالای صد کیلو و خیلی خیلی پشمالو اوایل خب میترسیدم و خیلی ازش دوری میکردم تا اینکه یبار توی رختکن آخر شب چشم تو چشم شدیم و شروع کرد حرف زدن باهام گفتش بهم کارت داره واسه استخر مجانی خیلی زیاده میخواد بده به همه بچه های باشگاه که منم با تعارف ازش گرفتم و بهم گفت فردا ظهر برم استخر کنار باشگاه ساعت 2 تا 4 منم با استرس گرفتم و زودی خدافظی کردم شبش خیلی استرس گرفتم و شهوت داشتم تصمیم گرفتم به خودم برسم بعد برم رفتم تمام بدنم و موبر گذاشتم و یدونه مایو قرمز برداشتم خوابیدم تا ظهر بعد رفتم استخر تا رفتم دیدم جلوی در منتظر منه سلام علیک کردیم رفتیم داخل تو رختکن جلوی هم لخت شدیم لباس عوض کردیم دیدم مخصوصا اومد از پشتم رد شد کیرشو مالید به کونم خوشم اومد خندم گرفت اونم دیگه فهمید دلم میخواد خلاصه رفتیم تو استخر من و از دور میدید میخندید منم میخندیدم اما جلوش نرفتم اونم نیومد تا اینکه تایم تموم نشده من رفتم بیرون دوش بگیرم زیر دوش بودن دیدم اومد روبروم دوش بگیره من بدون مایو لخته لخت بودم اونم همینطور که برگشت بهم گفت شامپو داری گفتم آره دیدم یهویی اومد داخل لخته لخت بودیم یهو خندمون گرفت تا اومد شامپو بدم بگم برو زشته یه لب ازم گرفت که شل شل شدم بهش گفتم برو بیرون کارمون تموم شد بیرون استخر میحرفیم خلاصه لباس پوشیدیم اومدیم بیرون استخر گفت برو جلو در ماشین و از پارکینگ بیارم منم با استرس و شهوت رفتم منتظرش موندم دیدم با ماشین مدل بالاش اومد جلوم منم رفتم باهاش گفت بریم خونم؟ گفتم تنهایی گفت آره… خندیدم گفتم بریم… خونه بالاشهر بود و با ریموت رفتیم داخل و باهم با آسانسور رفتیم بالا و داخل واحد بهم گفت برو اتاق خواب یه چیزی واست گذاشتم رفتم دیدم یه ست کامل لباس زیر و لوازم آرایش بود…از بیرون بهش گفت تا لباس بپوشی من مشروب و مزه رو میارم … … … امیدوارم تا اینجاش لذت برده باشین پایان قسمت اول بود ادامش و تو شماره دو بخونین باشگاه و مرد بدنساز گنده(2) نوشته: Yasi1403
3
2September 13, 2026 1.4K