شعر هفتاد پند #طنز #شعر دختری دلبر و بلا بکنید پسری تکپر و اوا بکنید… — داستانکده ، رمان ، داستان اعتراف — TG.ME

شعر هفتاد پند

#طنز #شعر

دختری دلبر و بلا بکنید پسری تکپر و اوا بکنید چیز زنگارخورده تان عشق است کم به این طفلکی جفا بکنید مثل کبریتِ بی خطر شده است تن لش ها، از او حیا بکنید هوس جنگ تن به تن دارید؟ بیرق عشق را هوا بکنید عقل یک مرد توی شرت وی است عقل خود را عملگرا بکنید شیخ گوید که چیز ما شر است تا توانید شر به پا بکنید در نماز دراز انسان ساز به امام تن اقتدا بکنید چیز آدم همیشه پیروز است جنگ بی فایده چرا بکنید قصه های فشار قبر الکی است کم خیالات نابجا بکنید تا به کی در هوای باغ بهشت مثل خل ها خداخدا بکنید عرعر خر به آسمان نرسد پس چرا این همه دعا بکنید سوی ریش و سبیل هر آخوند گوز جانانه ای رها بکنید پای خود را درست تا زانو توی حلقوم شیخنا بکنید بوی حلوای شیخ می آید فکر یک آش پشت پا بکنید بر سر گور جن غار حرا کلبۀ عشق را بنا بکنید حوری نسیۀ بهشتی را پای نقدینه ای فدا بکنید داف زیبای باوفایی را توی یک جای باصفا بکنید هرکجا جعبۀ هلو دیدید بهترین را شما سوا بکنید دختران را یکی یکی بکنید بیوه ها را دو تا دو تا بکنید بیوه ها و زنان شوهردار هر دو خوب اند، هر دو را بکنید با دو خواهر اگر رفیق شدید هر یکی را جدا جدا بکنید دوست، همسایه، عابر گذری هم غریبه، هم آشنا بکنید دوست دختر به دوست قرض دهید یار را کاروانسرا بکنید خواجۀ لامکان اگر هستید یار را توی سینما بکنید با خرید هزارها کاندوم خویشتن را به کل گدا بکنید جیبتان چون سر لنین خالی است؟ فکر یک یار بورژوا بکنید کمر بیل خورده تان ریده؟ با دوپینگ ویاگرا بکنید عسل خامه دار باکره را اول صبح و ناشتا بکنید در کاخ هوس پلمب شده؟ یا علی، با کلنگ وا بکنید هر طرف بنگرید وجه خداست از جلو یا که از قفا بکنید دل دلدارتان همین که گرفت توی آن دول دلگشا بکنید هات داگ تنوری خود را نذر دافی خوش اشتها بکنید کودک ماهروی کنعان را توی یک چاه کله پا بکنید سوی سوراخ مار ول بدهید توی تونل تراموا بکنید مثل آخوندهای عصر اتم عنتری راهی فضا بکنید گنج نابرده رنج می خواهید؟ فکر عمامه و عبا بکنید صیغۀ جفت و تاق می خواهید؟ شیخ و ملا شوید تا بکنید جنده یک خواهر مکرمه است دو سه تا اَل که توش جا بکنید خواهران نماز شب خوان را سر هر سجده سجده گا بکنید زن نگیرید یا همان اول فکر یک معدن طلا بکنید ادعا کون بچه را جر داد پس شما کم تر ادعا بکنید آی زن ها، دِ یالا بدهید آی مردان، دِ یالا بکنید عاشقی از دو حال بیرون نیست حال را یا دهید یا بکنید زندگی یک دم است، این دم را صرف فعل بگابگا بکنید از دم صبح ابتدای بلوغ تا ته شام انتها بکنید آبرو را به باد معده دهید آشکارا و در خفا بکنید کان کون اند کوچه های شما همه را دست بر قضا بکنید با پسرها لواط مثل نبات با زنان چون عسل زنا بکنید بره ای رام می شود هر ببر اگرش چار دست و پا بکنید بهتر از شاملو شدن خواهید؟ فکر یک گله آیدا بکنید دختران سپیدگو را با دختران غزلسرا بکنید غسل در جام عشق می خواهید؟ توی آب زنی شنا بکنید خویشتن را به ایدز، درد یلان مردومردانه مبتلا بکنید عاشق از حکم عقل مستثناست کم دو دو تا چهار تا بکنید به فقط یک زن اکتفا نکنید خانه تان را حرمسرا بکنید همۀ تخم مرغ هاتان را داخل یک سبد چرا بکنید؟ خواهر دوست خواهر ما نیست صبر دارید، ای بسا بکنید شوق یعقوب و صبر ایوب است که بدان باید اتکا بکنید کردنی را نکرده ول کردید؟ هرچه ناکرده را قضا بکنید داف ترشیدۀ حریصی را بعد تاریخ انقضا بکنید درد عشقی کشیده او که مپرس درد بدبخت را دوا بکنید پیرزن ها به لطف محتاج اند عمل خیر بی ریا بکنید کار و تفریح را یکی کرده زن همکار خویش را بکنید هم بتول و سکینه و صغری هم پریسا و پانته آ بکنید ساختار است اسم و رسم زنان کله را توی محتوا بکنید به همه قول ازدواج دهید و به این قول خود وفا بکنید فمینیست دوآتشه بشوید تا به این حقه کارها بکنید جلق را از قلم نیندازید اندکی هم تکی صفا بکنید گرچه یک دست بی صداست، ولی کار را به که بی صدا بکنید پند آخر: هنوز یک پسرم من نکردم، ولی شما بکنید نوشته: فرهاد
❤6
September 11, 2026 1.3K 2