همه شما ماه های اخیر شاهد مواضع تند اسپانیا نسبت به سیاست های اسرائیل، اروپا و آمریکا بودید. نتیجه این تضاد چیزی نبود جز کلیدخوردن یک پروژه نخ نما و یک توطئه کثیف علیه اسپانیا توسط نظام سلطه ازطریق یکی از کورپریشن های دست نشانده اش به نام مراکش با ارسال جمعیتی چندده هزار نفره بزهکار و خلق تصاویر زامبی گونه توسط این افراد تحت نام چهره ی اسلام.
بزارید ماجرا رو در چند تیتر مختلف بررسی کنیم چون این ماجرا سویه ها و باگ های مختلفی داره.
1⃣ تناقض لجستیکی و "مرزهای باز":
عبور مهندسیشده با اسکورت دولتی
اولین و ضایعترین باگ این ماجرا تدارکات و تسهیلات ورود این حجم عظیم از جمعیت است. ۵۰ تا ۶۰ هزار نفر در یک حرکت طی ۴۸ ساعت، عددِ یک مهاجرت خودجوش و مخفیانه نیست. ما درباره لشکرکشی عظیمی صحبت میکنیم که جابهجایی، تغذیه و رساندن آنها به مرز به یک سیستم لجستیک دولتی و نظامی با برنامه ریزی دقیق نیاز دارد.
تصاویرِ باز کردنِ فنسها توسط پلیس مراکش و سوار کردنِ این جمعیت پشت کامیونها عملاً اعتراف رسمی به این مهم است که هیچ "فرارِ مخفیانهای" در کار نبوده است. این یک ترانزیت مهندسیشده و کاملاً هدایتشده است که با چراغ سبز و اسکورت مستقیم انجام شده تا این جمعیت مثل یک موج زامبی کنترلشده دقیقاً در نقطهای که اتاق فرمان میخواهد تخلیه شوند.
2⃣ نمایش تصویر وحشت، تفاوت فاحش این اتفاق با مهاجرتهای واقعی تاریخ:
دومین گافِ بزرگ سناریونویسان طراحی این پروژه، رفتاروحشیانه و بزه کاری سیستماتیک این افراد است که مستقیماً برای تحریک اذهان عمومی مسیحیان جهان علیه مسلمانان کارگردانی شده است.
یک مقایسه تاریخی ساده دستِ این کارگردانیِ ناشیانه را رو میکند. شما دیدید که بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷ بیش از ۵۰۰ هزار مهاجر مسلمان از جهنمِ جنگهای خاورمیانه (سوریه، عراق و افغانستان) وارد اروپا شدند. آن جمعیتِ نیممیلیونی که واقعاً از ترس جان فرار کرده بودند هرگز یکهزارم این رفتارهای وحشیانه، هجومهای سیستماتیک به خانههای مردم و تخریبهای آخرالزمانی را از خود نشان ندادند. چرا؟ چون مهاجر واقعی به دنبال پناه و آرامش است، نه ایجاد شوک تصویری برای دوربینها در راستای منافع نظام سلطه. این قابهای اگزجره و آخرالزمانی در اسپانیا فقط یک هدف دارند: ساختنِ مصداق عینی برای وحشی نشان دادنِ مسلمانان در ذهن تودههای غربی و همچنین یک گوشزد به اسپانیا به خاطر مواضع اخیرش.
3⃣ زمانبندی مشکوک انتقام.
تاوانِ سنگین مواضع ضد اسرائیلیِ مادرید:
چرا اسپانیا؟ پاسخ به این سوال تاملی در باگِ زمانی پروژه است تا ماجرا خود به خود لو بره. این اتفاق دقیقاً زمانی رخ میدهد که دولت اسپانیا یکی از تندترین و جدیترین مواضع تقابلی را علیه سیاستهای آمریکا، اروپا و بهویژه اسرائیل اتخاذ کرده و علناً از آرمان فلسطین حمایت میکند.
وقوع ناگهانی این بحرانِ فلجکننده اصلاً تصادفی نیست. این یک پروژه تنبیهی و طراحیشده برای نابودی امنیت و ثبات اسپانیاست. پیامِ نظام سلطه به دولت اسپانیا واضح است: "اگر در پازل ژئوپلیتیک ما بازی نکنی و تقابل با اسرائیل بایستی، اینجوری ساختار اجتماعی و امنیتی کشورت را به لجن میکشیم آنهم دقیقا توسط مردمی که ازشون حمایت میکردی". این بحران، چوب ادبِ جریان صهیونیستی برای دولتی است که مایل به تمکین نبود.
4⃣ مزدوریِ عریانِ کورپریشن مراکش.
دولت یهودی مراکش به مثابه یک ابزار:
باگِ چهارم، نقش بازیگرِ مجری یعنی دولت یهودی مراکش است. دولتی که ادعای اسلامی بودن دارد اما در عمل کاملاً دستنشانده، حلقه به گوش و مهره بازیِ آمریکا و اسرائیل است. نفوذ عمیق لابیهای صهیونیستی و یهودی در ساختار قدرت مراکش بر کسی پوشیده نیست.
در این سناریو، مراکش صرفاً نقش پیمانکارِ اجرایی را بازی کرده است. آنها شهروندان و مهاجران را به عنوان گوشتِ دمِ توپ و ابزار فشار به خط مرزی گسیل کردند تا دستورات اربابان آمریکایی_اسرائیلی خود را مو به مو اجرا کنند. این حجم از خیانت و هماهنگی با خطوط صهیونیستی نشان میدهد که حاکمیت مراکش عملاً یک شعبه اجرایی شبیه سایر شعب نظام سلطه اند.
5⃣ بلاهت دگوریهای ایرانی:
سقوط در تله رسانهای و خوشحالی از پروژه صهیونیستی شاید مضحکترین و در عین حال تلخترین زاویه این ماجرا باشد. واکنش جماعت دگوری و شبهروشعنفکر ایرانی در بخش کامنتها و شبکههای اجتماعی است. این پخمههای سیاسی که فراتر از نوک بینی خود را نمیبینند با دیدن این تصاویر ناشیانه فوراً اسلحه کینه را به سمت مسلمانان گرفته و شروع به فحاشی و عقدهگشایی کردند.
کانال @Dr_Hell_2011




