ما به غم خو کرده‌ایم؛ ای دوست! ما را غم فرست تحفه‌ای کز غم فرستی، نزد… — هـ — TG.ME

ما به غم خو کرده‌ایم؛ ای دوست! ما را غم فرست تحفه‌ای کز غم فرستی، نزد ما هر دم فرست جامه‌هامان چاک ساز و خانه‌هامان پاک سوز، خِلعه‌هامان درد بخش و حُلّه‌هامان غم فرست چون به یاد ما رسی، دستی به گِرد خود برآر گر همه اشکی به دست آید تو را، آن هم فرست خستگی سینه‌ی ما را خیالت مرهم است ای به هجران خسته ما را! خسته را مرهم فرست یوسف گم گشته‌ی ما زیر بند زلف توست گهگهی ما را خبر زان زلف خم در خم فرست زلف تو گر خاتم از دست سلیمان در ربود، آن بر او بگذار؛ وز لعلش یکی خاتم فرست رَخت خاقانی در این عالم نمی‌گنجد ز غم؛ غمزه‌ای بر هم بزن، او را بدان عالَم فرست   خاقانی.

❤15💔8
August 9, 2026 1.5K 49