در این عهد از وفا بویی نمانده است به عالم آشنارویی نمانده است جهان دستِ جفا بگشاد آوخ! وفا را زور بازویی نمانده است چه آتش سوخت بستان وفا را که از خشک و ترش بویی نمانده است فلک جایی به موی آویخت جانم، کز آنجا تا اجل مویی نمانده است به که نالم؟ که اندر نسلِ آدم بدیدم آدمیخویی نمانده است نظر بردار خاقانی ز دونان، جگر میخور که دلجویی نمانده است خاقانی.
20
3June 17, 2026 3.3K 56