آمدی،
كليد برق،
صورت شب را در چراغ، زرد كرد
تاریکی سایهاش را تا پشتِ در عقب كشيد
نسيم سراسيمه وزیدن گرفت
و كودكیام ركاب زد بر دوچرخۀ قرمز
آمدنت بوسه است و شرم
لبخند است و اندوه
هراس است
و مثل پنجراهِ پایين خيابان گيجم میكند
در آشفتگی فکر كردم
نيمی از تو باران است
نيمِ دیگر مِهْ
و من،
جنگلی گمشده در باران و مِهْام.
#جواد_گنجعلی
#موهبتغریبوالبودن
@Distortedhuman
🌷هنر هشتم؛ آشفتگیهای شاعرانه🌷

17September 2, 2026 1K 17