ماشاءاللـه ذراتی: در عصر حاضر که روابط بینالملل و امنیت ملی از پارادایمهای صرفا سختافزاری به سمت نبردهای ترکیبی و شناختی تغییر کردهاند، «روایت» هسته مرکزی قدرت و بقای ملی محسوب میشود. تأکید بر لزوم «تبیین و روایت قدرت و قوت ایران» و پرهیز از «سخن ناامیدکننده»، در شرایط جنگ نظامی-اقتصادی-شناختی، به اندازه مدیریت میدان نبرد حیاتی است.
از منظر جامعهشناسی، جوامع برای بقا نیازمند اشتراک در باورها و ارزشها هستند. «روایت قدرت» موجب تقویت سرمایه اجتماعی و همبستگی میشود و تمرکز بر ضعفها و کمبودها بدون ارائه راهکار، گسست نمادین ایجاد میکند. جامعهای که با روایتهای متناقض و ناامیدکننده بمباران شود، دچار فرسودگی اجتماعی شده و سرمایه اعتماد را از دست میدهد.
در روانشناسی اجتماعی، پرهیز از «سخن ناامیدکننده» را میتوان با نظریه «درماندگی آموختهشده» و «کارآمدی جمعی» تحلیل کرد. القای «ما نمیتوانیم» موجب افسردگی جمعی و انفعال میشود، در حالی که «روایت قدرت و قوت ایران» به فعالسازی کارآمدی جمعی و تقویت هویت اجتماعی و عزتنفس ملی کمک میکند.
از منظر آیندهپژوهی و دیپلماسی فرهنگی، روایتهای امروز معماران فردا هستند. تفکیک میان «ضعف و نقص» که نیازمند حل مساله است و «روایت ضعف» که نیازمند پرهیز است، اهمیت دارد. روایت داخلی نباید تصویر ایران به عنوان کشوری منزوی و شکستخورده را تأیید کند. همچنین «دوگانهسازیهای موهوم» و قطبیسازی، جامعه را از تمرکز بر حل مسائل اصلی دور میکند.
در نهایت، «روایت قدرت» نیازمند بازتعریف صداقت و نقد است. آسیبشناسی دلسوزانه که به حل مساله منجر میشود با گفتار تضعیفکننده تفاوت دارد. در عصر جنگ شناختی، قلم و زبان میتوانند به اندازه ابزارهای نظامی در امنیت ملی مؤثر باشند. روایت «ما میتوانیم» و «ما هستیم»، ضرورت عبور از گردنههای دشوار و ضامن بقای ایران قوی است.
متن کامل را در سایت وطن امروز بخوانید:











