🔹تاریخ اقتصادی ایران در ۱۵۰ سال گذشته، داستان کشوری است که بارها مسیر نوسازی را آغاز کرده، اما نتوانسته آن را به روندی پایدار و برگشتناپذیر تبدیل کند. این وضعیت را میتوان «پاندول توسعه» نامید؛ حرکت مداوم میان پیشرفت و عقبگرد، رونق و رکود.
🔹مسئله اصلی ایران، کمبود منابع یا استعداد نیست؛ بلکه ناتوانی در تبدیل این فرصتها به «نهادهای پایدار» است. تفاوت میان «سازمان توسعه» و «نهاد توسعه» در اینجا کلیدی است؛ ایران در ساختن سازمانها (مثل دانشگاه، کارخانه و وزارتخانه) موفق بوده، اما در ایجاد نهادها (مانند حاکمیت قانون، امنیت مالکیت و قواعد پایدار رفتاری) با چالش روبرو بوده است.
🔹اقتصاد نفتی نیز با ایجاد درآمدهای خارج از چرخه مالیات، باعث تضعیف پیوند دولت با جامعه و به تأخیر افتادن اصلاحات ساختاری شده است. همچنین، نوسانات سیاسی و تغییر مداوم قواعد بازی، «پیشبینیپذیری» را از بین برده و افق برنامهریزی را برای سرمایهگذاران کوتاه کرده است.
🔹در نهایت، تاریخ اقتصادی ایران نشان میدهد که توسعه تنها ساختن کارخانه و بزرگراه نیست، بلکه یک فرایند نهادی است. ایران بیش از آغازهای تازه، به «تداوم» نیاز دارد؛ تا پیشرفت از یک پروژه دورهای، به یک مسیر دائمی و انباشته تبدیل شود.
@den_ir

