🔹در تحلیلهای اخیر پیرامون تنشهای ایران و آمریکا، این ادعا مطرح شده است که با اقدامات نظامی واشنگتن برای اسکورت دریایی و تأمین امنیت مسیرهای کشتیرانی، اهرم فشار تنگه هرمز برای ایران کارایی خود را از دست داده است.
🔹با این حال، شواهد نشان میدهد که وضعیت فعلی نه به معنای حل بحران یا بازگشت به شرایط عادی، بلکه به مثابه مدیریت یک وضعیت غیرعادی و پرهزینه است.
🔹اگرچه آمریکا موفق شده است بخشی از جریان نفت را دوباره برقرار کند، اما حجم انتقال نفت همچنان پایینتر از سطح پیش از جنگ است و واشنگتن هنوز نتوانسته به ترتیبات امنیتی پایدار و کمهزینه دست یابد.
🔹ترامپ زمانی میتواند واقعا مدعی بینیازی از مذاکره با ایران باشد که سه اتفاق همزمان رخ دهد: نخست، اسکورت آمریکایی از یک عملیات موقت به یک ترتیبات پایدار و کمهزینه امنیتی در تنگه تبدیل شود.
🔹دوم، تهدید ایران و مهمتر از آن، ادراک تهدید ایران از سوی شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران و بازار انرژی به شکل عینی از بین برود و سوم، حضور آمریکا در منطقه از یک وضعیت پرهزینه و اضطراری به یک وضعیت عادی و قابل مدیریت بازگردد.
🔹تداوم حضور ناوگان آمریکایی و ریسکهای ژئوپلیتیک نشان میدهد که تنگه هرمز همچنان یک مسئله امنیتی و سیاسی باقی مانده است.
🔹تحلیلهای رسانههایی نظیر سیانان و فارنافرز تأکید دارند که دو طرف در وضعیت بنبست قرار دارند؛ واشنگتن با هزینههای نظامی و فشارهای سیاسی داخلی دستوپنج نرم میکند و تهران نیز با وجود فشار تحریمها، از گزینه پاسخ نظامی عقبنشینی نکرده است.
🔹در این میان، مذاکره میتواند راهی برای تبدیل دستاوردهای نظامی موقت به نظمی پایدار باشد.
🔹مادامی که امنیت تنگه هرمز نیازمند حضور گسترده نظامی و تحمل ریسکهای قیمتی باشد، این آبراه همچنان برای ایران به عنوان یک برگ برنده باقی میماند و معادله قدرت، به جای حل شدن، تنها در شکل و صورت تغییر یافته است.
@den_ir




