🔹«سندروم زنبور ملکه» به رفتاری اشاره دارد که در آن زنان شاغل در ردههای ارشد سازمان، از حمایت یا پیشرفت همتایان جوانتر خود خودداری میکنند.
🔹برخلاف تصور رایج، این پدیده یک نقص شخصیتی یا ضعف اخلاقی نیست، بلکه سازوکار مقابلهایِ دفاعی در محیطهای کاریِ بهشدت مردانه است.
🔹وقتی فرصتهای رهبری برای زنان محدود، شکننده و تحتتأثیر کلیشههای جنسیتی است، آنها تحت فشار دوگانه قرار میگیرند: ترس از رقابت (اینکه فردی لایقتر جایگاهشان را بگیرد) و تهدید جمعی (اینکه ضعف یک زن، کلیشههای منفی علیه همه زنان را تقویت کند).
🔹بسیاری از زنان ارشد که مسیر بسیار دشواری را برای رسیدن به موقعیت فعلی پیمودهاند، ناخودآگاه انتظار دارند دیگران نیز همان مسیر پرهزینه را طی کنند.
🔹مقابله با این پدیده بر عهده سازمانها و رهبران است، نه صرفاً زنان. راهحل اصلی در اصلاح ساختار نهفته است:
۱. افزایش حضور زنان در سطوح مدیریتی (حضور حدود ۲۰ درصد یا حداقل سه زن در سطوح بالا، پویایی گروه را از رقابت به همکاری تغییر میدهد).
۲. عبور از مربیگری ساده به حمایت فعال (معرفی زنان برای پروژههای مهم و ترفیع).
۳. شفافسازی فرآیندهای ارتقا برای کاهش فضای رقابتی «برد یکی به قیمت باخت دیگری».
۴. تغییر معیارهای رهبری که بهطور سنتی بر ویژگیهای کلیشهای مردانه (مانند سختی عاطفی) تأکید دارند.
🔹وقتی محیط سازمانی از تبعیض پاک شود و فرصتهای رشد بهطور سیستماتیک ایجاد گردد، انگیزه برای محافظت از جایگاههای محدود از بین میرود و زنان اغلب خود به بهترین حامیان یکدیگر تبدیل میشوند.
@den_ir




