بر تیرِ نگاه تو دلم سینه سپر کرد
تیر آمد و از این سپر و سینه گذر کرد
چشم تو به زیبایی خود شیفتهتر شد
همچون گل نرگس که در آیینه نظر کرد
با عشق بگو سربهسر دل نگذارد
طفلی دلکم را غم تو دست به سر کرد!
گفتیم دَمی با غم تو رازِ نهانی
عالم همه را شور و شرِ اشک خبر کرد
سوز جگرم سوخته دامان دلم را
آهی که کشیدیم در آیینه اثر کرد
یک لحظه شدم از دل خود غافل و ناگاه
چون رود به دریا زد و چون موج خطر کرد!
بیصبر و شکیبم، که همه صبر و شکیبم
همراه عزیزانِ سفرکرده، سفر کرد
باید به میانجیگری یک سرِ مویت
فکری به پریشانی احوال بشر کرد...
#قیصر_امینپور
September 18, 2026 39