#ضرب_المثل
آن ریشی را که گرو میگیرند این نیست
گویند مردی سرشناس، نیازمند شد و برای قرض کردن، پیش تاجری رفت و چون هیچگونه ودیعهای نداشت که نزد او بگذارد، تاجر به او گفت: «ریش، گرو بگذار!»
مرد از شنیدن این سخن، بسیار ناراحت شد؛ سپس شانه به دست گرفت و با احتیاط تمام به شانهزدن ریش پرداخت تا بتوانست تاری از آن را بهدست آورد و آن را در کاغذ بپیچد و به تاجر داد.
در این میان، مردی ماجرا را شنید و به طمع گرفتن پول، پیش تاجر رفت و از او خواست که در قبال گرو گذاشتن ریش خود، وامی بگیرد. مرد طمعکار با دست، مقداری از ریشش را کند و جلوی تاجر گذاشت.
اما تاجر پس از شنیدن حرفهای او، درخواستش را رد کرد و گفت: «آن ریشی را که گرو میگذارند این نیست!»
این مثل زمانی بهکار میرود که از بیاعتباری شخصی سخن به میان آید.
🛑 دهستان لیوان:
@Dehestan_Livan
2September 3, 2026 507