
ترم هفت. صبحها شیرکاکائوی داغ میخریدم و توی مسیر تا دانشکده مزهمزهاش میکردم. استاد رمان قرن بیستم تخته رو پر میکرد. بین کلاسها چای میخوردیم و فیلم میدیدیم. کتابم بوی میلانو سیب گرفته بود. استاد ادبیات معاصر عاشق جویس و شعرهای ضدجنگ بود. هرولد پینتر و یوجین اونیل میخوندم. فکر میکردم همیشه قراره با خداحافظی کردن از چیزها سخت کنار بیام.
September 1, 2026 335 10