داستان شما: سلام من پسرم و ۲۰ سالمه یه زمان بخاطر کنکور میرفتم… — داستان شما: — TG.ME

داستان شما:
سلام من پسرم و ۲۰ سالمه
یه زمان بخاطر کنکور میرفتم کتابخونه و اونجا درس میخوندم ، یروزی تو محوطه بودم یه دختر اومد نشست روبروم ، دقیقا همون چیزی بود که همیشه تو رویاهام بود ، من زیاد باهاش ارتباط چشمی گرفتم ، اونم گرفت همچنین ، چند بار دیرمش این رویه تکرار شد و از اکتش میفهمیدم از من خوشش اومده ، ولی من نمیتونستم بهش بگم دوسش دارم هیچجوره
پیجشو گیر آوردم بهش پیام دادم ولی جوابمو نداد و بلاکم کرد بعد چند روز دوباره پیام دادم و جواب داد که تو رابطم ، بهش گفتم که چقدر دوسش دارم و به مدت حدودا ۲ ماه ندیدمش
چند وقت بعد دیدم با یه پسر اومد کتابخونه فکر کردم برادرشه
آخرش هم دیدم اونور همو بغل کردن بخاطر من که فقط من ببینم
از اون به بعد عاشق هیچ کسی نشدم

@DastanShuma
💔284🤣59🗿13❤10👎1
August 20, 2026 8.8K 15