Dardchinدلم برای "زندگیکردن" تنگ شده.میخوابمو ب سقف تاریک اتاق خیره میشم. هاشم بین کلمه هایی که داریوش میخونه؛ کنارم دراز میکشه و میگه:« پروانه کوچولو ،گاهی باید اعتراف کنی دلت برای زمانی تنگ شده که هنوز نمیدونستی قراره چه چیزهایی رو از دست بدی.اشکالیم نداره.»t.me/dardchinstory/3526TranslateAugust 31, 2026 60