روزگار عجیبی‌ست... امروز توی بازار داشتم می‌رفتم که چشمم افتاد به یک… — دوست داران دانایی — TG.ME

روزگار عجیبی‌ست...
امروز توی بازار داشتم می‌رفتم که چشمم افتاد به یک تکه کاغذ چسبیده به دیوار.
روی آن نوشته بود:
«روزگار عجیبی‌ست؛
یکی با حقوقش #برج می‌سازه،
یکی هم با حقوقش تا #وسط_برج می‌سازه!»

یک جمله کوتاه، اما پر از حرف.

این شاید یک تکه کاغذ روی دیوار باشه، اما حرفیه که خیلی‌ها هر روز با زندگی‌شون لمسش می‌کنن.

#دوست_داران_دانایی

@danaeeii
👍42😢17❤2🤬1
August 29, 2026 3.7K 70