در کوزه ی ما شیره ی انگور نهان است
در باغ فلک چرخش چرخشت عیان است
تفسیر شرابی که خمارین دَم دنیاست
در کام شَهان شهد و بدرویش غمان است
بنگر همه مدهوش لبِ داغ می آلود
اسرار ازل در رگِ جوشان رزان است
مجنونم و گه رَخت شهان قامت ما شد
کشکول مرادم همه جا خوان مَهان است
انگشت مکن رنجه به کاووش جهانی
سیمای در آینه ی پیری که جوان است
مهتاب بلندا ی در آینه ی مرداب
در اوج بلندی نگهش عمق جهان است
مغرور مشو ، کاشفِ اسرار جمالش
بس دشنهی مژگان مسلح به کمان است!
گویی همه در حسرت اندوه وصالیم
در کارگهِ کون و مکان عشق روان است
افسوس در این وادی محزونِ جگر سوز
از دور نصیبم همه اندوه و فغان است
دانی که در اندیشه ی ما مخمل سبز است؟
در صفحه ی تقویم کجا فصل خزان است!
ای کاش بخشکد بُنِ تاکت ، شجر دهر
مرهم به همه زخم جگر سوز زمان است
#بهمن_نعمتی
.........................................
╭┈──────ʲᵒⁱⁿ... ➳
╰𖧷──┈➤
..........................................




