وقتی در حال ادیت اون مینی‌ولاگی که اون روز گذاشتم بودم ، متوجه شدم که… — در تلألو زندگی؛ — TG.ME

وقتی در حال ادیت اون مینی‌ولاگی که اون روز گذاشتم بودم ، متوجه شدم که چقدر کارامو تند و سریع انجام می‌دم؛ انگار که باید زود تموم بشه، انگار وقت نیست، انگار همین الان همه‌چیز تموم می‌شه و به نیستی می‌پیونده.
بعد از اون روز، بیشتر دقت کردم به کارایی که توی روزمره‌ام انجام می‌دم؛ بافتنی، کتاب خوندن، شونه کشیدن موهام، مرتب کردن تختم، غذا خوردن و حتی فیلم دیدن.
متوجه شدم که همیشه دارم کارامو با عجله انجام می‌دم. عجله‌ای از جنس ترس از دست دادنِ بقیه‌ی زمان؟ یا چی؟
در صورتی که زود تموم بشه، که چی بشه؟
لذت ببر.
لذت ببر، لذت ببر از لحظه‌ها.
چرا لذت نبری از درست کردنِ با آرامش قهوه‌ات؟ چرا آروم‌آروم موهاتو شونه نکنی؟ تندتند شونه کنی که سرت درد بگیره که چی؟ خودتو دوست نداری؟
آروم‌آروم غذا بخور. لذت ببر از اون طعم و مزه‌ی غذاهای خوشمزه‌ی مامان. زندگی همیشگی نیستا. برای اون طعم دلربا وقت بذار؛ وقت بذار برای فهمیدن عشقی که توی اون غذاست.
آروم‌آروم کتاب بخون. زود تمومش کنی که چی بشه؟ مگه قهرمان می‌شی؟
بیا اون کلمه‌ها رو زندگی کن. ببین اون احساس چه مزه‌ایه، ببین اون لبخند چه رنگیه.
کلاً باید این زندگیِ فرح‌بخش رو زندگی کرد. عجله کنیم که چی بشه؟
«زود باش»، «تند باش»های ذهنمون رو باید دور بریزیم و از لحظه‌لحظه‌ی کارایی که می‌کنیم، لذت ببریم.
September 5, 2026 139 1