من کاری به باور کسی ندارم، اما با همین علمی که عموماً باهاش خودتون رو توجیه میکنید به شما ثابت میکنم که فقط با تغییر خیلی جزئی در ورودی تفکر، همهٔ این استدلالها به جایی کاملاً متفاوت ختم بشن! طوری که حتی به خودت هم شک کنی که روی چه چیزی پا فشاری میکنی و خودت رو حق مطلق میدونی! و کینه و نفرت رو نسبت به هرکسی که مثل تو کج فهم نیست رو پرورش میدی و به هزاران مدل قضاوتش میکنی! 😐 حقیقتاً شما یک نادان خالص هستی و هنوز شناخت به ذهنیت خودت هم نداری.
حالا شما ای عالم بزرگ؛ به نظریههای زیر توجه کن که همشون هم مستند هستن میتونی در موردشون تحقیق کنی:
۱) در دنیایی که همه ادعای «حق مطلق» دارند، یک هزارم درصد احتمال کافیه تا تمام ساختارهای فکری، باورها، و واقعیتهای ما را بهکلی متحول کنه.
۲) در مکانیک کوانتومی، اصل عدم قطعیت و اثر پروانهای کوانتومی نشان دادهاند که یک ذره واحد، با کوچکترین تغییر، میتواند مسیر یک سیستم را به شکل غیرقابل پیشبینیای تغییر دهد.
۳) در نظریه آشوب، حرکت یک پروانه در برزیل، میتواند طوفانی در تگزاس ایجاد کند! یعنی تغییرات کوچک به صورت نمایی، اثرات عظیم و غیرقابل بازگشتی به جا میگذارند.
۴) در روانشناسی و علوم اجتماعی، یک ایدهٔ کوچک، یک کلمه، یا یک تصمیم غیرمنتظره میتواند روند تاریخی را بهکلی تغییر دهد، مرزهای قدرت را جابجا کند، یا تمدنی را فرو بریزد.
پس چطور ممکنه انتظار داشته باشیم که همهٔ ذهنها و افکار در یک مسیر خطی و همآوا بشن؟ شاید ما اشتباه میکنیم!؟ :))
حالا وقتی شما با تفاوتها، اختلافات، و مخالفتها روبرو میشید به معنای نمایشی از سیستمهای پیچیده، پویا، و غیرقابل پیشبینی هستند که جهان ما رو زنده و در حرکت نگه میدارن.
حالا چرا ممکنه درست نباشه؟ فرض کن شما یک نظر ارائه میکنی که ورودیش رو قطع به یقین میگی درسته! و حق با توست. اما ورودی ذهنت رو چطور تضمین میکنی که صد در صد درست و غیر قابل تغییره؟ اگه فقط یک تغییر ۰٫۰۰۰۰۰۵ درصدی در ورودی سیستم بدی، میتونه مسیر خروجی رو بهکلی و برگشتناپذیر تغییر بده!!! دوباره بخون چی گفتم! من به عنوان یک متخصص در حوزهٔ مهندسی کامپیوتر باهات صحبت میکنم؛ صدها بار با چنین مشکلاتی مواجه شدم! برای همین خوب میدونم نوع ضمنی ایستا با نوع ضمنی پویا چقدر میتونه در نتیجهٔ پردازش انحراف ایجاد کنه! پس هیچوقت به صورت صریح از پرتاب یک خروجی مطمئن نمیشیم مگر با پردازش در زمان ساخت! که حالا در برنامهنویسی مدرن بهش میگیم در زمان کامپایل (گردآوری).
مثلاً در نظر بگیر:
در یک شبیهسازی ریاضی به نام Logistic Map هستیم (طبق همین کدی که مثال زدم)، اگر مقدار اولیه از ۰٫۵ به ۰٫۵۰۰۰۰۵ تغییر کنه فقط بعد از ۱۵ مرحله، خروجیها هیچ شباهتی به هم نخواهند داشت!!! هیچ شباهتی بهم ندارن!
حالا فرض کن تنها ۵ در میلیون تفاوت در ورودی، میتونه آینده سیستم رو دگرگون کنه...!
حالا چطور میتونی با این قطعیت در مورد موضوعاتی که هزاران ورودی مختلف دارن یک نتیجهٔ ثابت و کلی رو مدعی بشی؟
از نظر من علم برای اثبات حقیقت نیست؛ علم برای کشف پیچیدگیهاست. برای ساختن هست! این مزخرفاتی که تو مغزتون کردن رو زیاد جدی نگیرید.
حقیقتسازی با علم، اگر بدون درکِ احتمال، خطا، عدم قطعیت و آشوب باشه، خودش دقیقاً ضدعلمه. دوباره این خط رو بخون برای همین هست که باید با احتیاط پیش رفت.
وقتی سیستمها اینقدر حساس و شکنندهان، پس هیچ ذهنی نمیتونه مطلق باشه چه برسه به اذهان امثال اینهایی که معلوم نیست از کدوم کانال و گروههای فسیل شده درس میگیرن و باهاش مغز مردم رو شستشو میدن.
حق مطلق فقط برنامهنویس عالم است و بشر ممکنالخطا.
تا پندهایی دیگر به درود.
1June 23, 2025 324 8