چارگی: post #841 — TG.ME

"مرثیه‌ای برای پدرم"

برگرد اسرافیل
در کلبه‌ی کوچکی
زاده شو
و در عزای برادرانت
شیون کن!
برگرد اسرافیل
پنج ساله شو
تا به جای شکر
در چایت
خاک قند بریزی
و هر چه شوکران را 
به کامت شیرین کنی!
برگرد اسرافیل
به اسطبل برو
بر بالشتی از کاه بخواب
و خواب گل ها را ببین
سوسن، لاله، نرگس، نسترن
تا پیرزنی پتویی از تعفن را رویت نینداخته
آن ها را خوب بو کن
که فردا در نظرت تمام گل‌ها
گل کاغذی خواهند بود!
برگرد اسرافیل
به مدرسه برو
و دفتر حضور غیاب را آتش بزن
و دنیا را
برای حاضرانش
و عقبا را
برای غایبانش
دوباره
گلستان کن!
برگرد اسرافیل
به لاله زار برو
به سینما
بی گنج قارون
عاشق شو
با پنجه‌های مرگبار
پنجه به پنجه 
که مثل بهروز وثوقی
در تصوراتت 
کتک بخوری!
برگرد اسرافیل
به جبهه برو
تا خطوط تلفن را
به یکدیگر وصل کنی!
تا شاید آخرین مکالمه‌های
سربازی با مادرش
همسرش
و فرزندش را
در حافظه‌ی تاریخ ثبت کنی!
برگرد اسرافیل
به اتوبان تهران کرج 
با استارت کامیون‌ها سرفه کن
تا تو را از جانبازان شیمیایی
تشخیص ندهند!
برگرد اسرافیل
به انبار برو
و نان حلال را
مثل مورچه‌های کارگر
به خانه بیاور
برگرد
شب ها را بیدار بخواب
بگذار خیال پاسبان‌ها
از امانت داری‌ات تخت بخوابد!
برگرد اسرافیل
به رخت خواب گوشه‌ی خانه
با سیگار گوشه‌ی لبت
خاطراتت را سرفه کن
و‌ آرام نفس بکش
هزار و یک، هزار و دو
به خانه جانی دوباره ببخش
برگرد اسرافیل
و درون صور بدم
که سور و سات مرا
تا قیامت فراهم کنی
و
تمام زندگان را
از آدم
به مرگ
و تمام مردگان را
تا آدم
به زنده شدن
مفتخر کن!

#محمدرضا_امینی
@chaaregi
💔7
July 27, 2026 286 1