꣑୧ ⭒ #Dialogue ֢
⸝⸝ اوایل، با تو بودن شبیه پختن رامن توی یه شب سرد زمستونی بود؛ مطمئن بودی قرار نیست اتفاق ناخوشایندی از راه برسه یا یکدفعه، دود سوختگی، آپارتمان کوچیک رو ببلعه. ولی انگار، هر چقدر که بیشتر میگذشت، شوقمون هم بیشتر و بیشتر از دست هامون سر میخورد. تا اینکه در نهایت، هر دو ناگفته میدونستیم؛ نزدیک پایانیم. ما بهش توجه نکردیم، و بعد شعله ور شدیم. 𝅄 ִ ֗
⋅ ⋅ ── é𝖼𝗋𝗂𝗍 𝗉𝖺𝗋 #venin ( 🐚 ) .
⛧ ۪ ׂ𝖢𝖺𝗅𝗂𝗇 𝖥𝗂𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇 ˒
6
2September 24, 2025 545 1