< جونگکوک >: باشه، متوقفش میکنم.
< مینگیو >: آره، موکوتاه.
< جونگکوک >: داداش، این خیلی راحته. دیگه حتی لازم نیست موهامو سشوار بکشم.
< مینگیو >: داری چیکار میکنی؟
< جونگکوک >: من؟ از تمرین برگشتم و دراز کشیدم.
< مینگیو >: خب، فعلاً.
< جونگکوک >: من که هنوز قطع نکردم. اونجا الان ساعت چنده؟< جونگکوک >: هوم، باحاله. در هر صورت، فنها میگن شبیه کیویای، کیوی طلایی.
< مینگیو >: اینجا ۶:۱۸ـه.
< جونگکوک >: آه… سه ساعت و نیم اختلافه؟ آه، پس اونجا اوایل شبه.
< مینگیو >: هوم.
< جونگکوک >: لایوت رو تموم کن و یه چیزی بخور…
< مینگیو >: آره، سفر خوبی داشته باشی.
< جونگکوک >: آره، باشه.
< مینگیو >: ممنون. به لطف ریپست تو، فکر کنم الان دیگه کل دنیا میدونن که من موهامو کوتاه کردم.
< مینگیو >: دقیقاً. هر روز باحاله. هر بار توی آینه خودمو میبینم، از تعجب یه تکونی میخورم.
< جونگکوک >: عادت میکنی.
< مینگیو >: آره. خب، سفر خوبی داشته باشی. بای!
< جونگکوک >: باشه، برگشتم میبینمت.



