دیوارها بلندتر شده‌اند،انگار سقف نزدیک‌تر،و من بین این دو،فشرده‌ام… — -B̸𝘳ꪮ𝘬𝘦𝘯 𝘮ꪮꪮ𝘯, — TG.ME

دیوارها بلندتر شده‌اند،انگار سقف نزدیک‌تر،و من بین این دو،فشرده‌ام.
خستگی نه فقط در استخوان است،در پلک‌هاست،در تصمیم‌های کوچکِ روزمره که دیگر توانِ آغازشان نیست.
درد یک مهمان ناخوانده است،که میزبان را برده است زیرِ خاکسترِ تنهایی،و هر شب روی زخم‌های دیروز،
نمک می‌پاشد.
غم،یک رودخانهٔ آرام است که تمامِ شهر را آرام‌آرام
فرو می‌برد،و من در قایقی شکسته،فقط نظاره‌گرم.
November 26, 2025 225 1