• 🪷 «ذهنِ آدمی همواره در جستوجوی چراییهاست؛ میپرسد: «چرا؟ به چه منظور؟»
و وقتی نتواند پاسخی برای این پرسش بیابد، اندکاندک چیزها را در نظر انسان کم ارزش نشان میدهد. از همین روست که عشق در نگاه بسیاری، بیارزش جلوه میکند. میپرسند: «فایدهی عشق چیست؟ ما را به کجا خواهد برد؟ حاصل آن چه خواهد بود؟ آیا با عشق میتوان به بهشتی موعود دست یافت؟» و البته، عشق پاسخی برای این پرسشها ندارد. عشق بیهدف است؛ بیمنطق، بیثمر – دستکم در چارچوب عقل حسابگر. زیبایی نیز چنین است. فرض کن غروب خورشید را مینگری – زیباییاش چنان خیره ات میکند که گویی زمان ایستاده است. اما احمقی ممکن است بپرسد: «معنای این صحنه چیست؟» و تو، پاسخی نداری. زیبایی، دلیلی نمیطلبد. اگر قرار باشد هر چیز زیبا را با ترازو و میزانِ سود و معنا بسنجیم، آنگاه چه نیازی به شعر و موسیقی و گل و نقاشی باقی خواهد ماند؟ نه شعر دلیلی دارد، نه موسیقی هدفی را دنبال میکند، نه گل برای رسیدن به مقصدی شکفته میشود.همهشان، برای خودشاناند برای همان لحظهی حضورشان. و این، تمام آن چیزیست که زندگی از آن ساخته شده است. بگذار صریحتر بگویم:
@bookpdfm
2May 9, 2025 586 2