به زنى مىاندیشم که چون از درون من مىرفت، یک چاه بى کبوتر در من بجا گذاشت از خود، یک چاه سرد و تاریک، همانچه در اصطلاح آسان مىشود به لغت و گفته مىشود خلأ.
ستون درون من تهىِ خود را بجا گذاشته است و چه سرد و مبهم و تاریک است آن. تابش خورشید در ستون بلورین کجا و پژواکِ درد در پیچ هاى پر مُخافت چاه؟
📕 سلوک
✍🏽 #محمود_دولت_آبادی
@BooK_Readiing
September 3, 2026 304 6